دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٢ - برانس
برانس
نویسنده (ها) :
مریم حسن دوست
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرانِس، عنوان یكی از دو شعبۀ اصلی بربر، و از ساكنان كهن مغرب، علمای نسبشناس بربر و عرب برآنند كه بربران به دو شاخۀ اصلی برنس و مادغس (یا ماذغیس ملقب به ابتر) تقسیم میشوند. در منابع اسلامی شكل جمع این دو نام برانس وبُتْر آمده است (ابن خلدون، ٦(١)/ ١٧٦؛ ابن حزم، ٤٩٥).
اطلاعات در مورد برانس بسیار محدود، پراكنده و در برخی موارد متناقض است. نسب برانْس را كه از قبایل سلحشور (ابنخلدون، ٦(٢)/ ٣٠١، ٢٩٦) و متمدن مغرب بودهاند (دبوز، ١/ ٣٦-٣٧)، به مازیغ بن كنعان بن حام بن نوح میرسانند (ابنخلدون، ٦(١)/ ١٧٧؛ سلاوی، ١٦٤-٦٥؛ دبوز، ١/ ٢٨). مورخان دربارۀ انتساب هر یك از قبایل متعدد بربر به برنس یا بتر، با هم اختلاف نظر دارند. اصطخری ٥ قبیلۀ كتامه، زنانه، مصموده، ملیله و صنهاجه (ص ٥١)، و ابن خلدون ٧قبیلۀ اوریه، ازداجه، مصموده، كتامه، صنهاجه، عجیسه و اوریغه را از برانس دانسته است. ابن خلدون همچنین آورده است كه برخی از نسب شناسان بربر٣ قبیلۀ لمطه، هسكوره و كزوله رانیز از برانس میدانند (همانجا)، برخی نیز در عرب یا بربربودن دو قبیلۀ مهم كتامه و صنهاجه باهم اختلافنظر دارند و گروهی، آنان را عرب و از اخلاف حمیر دانستهاند (همو، ٦(١)/ ١٩٢؛ سلاوی، ١/ ٦٥؛ حسن، ٢٩٤). علت اختلاف آن است كه اكثر مورخان، قبایل بربر شهرنشین را زیر عنوان برانس، و قبایل بیابانگرد و چادرنشین را زیر مجموعۀ بتر آوردهاند، حال آنکه خلاف آن نیز صادق است (بهعنوان نمونه، ﻧﻜ : ابنخلدون، ٦(١)/ ٢٣٩، ٦(٢)/ ٣١١).
موطن اصلی برنس كوههای اوراس (همو، ٦(٢)/ ٣٠٢) در ٨٠میلی بجایه و ٦٠میلی قسنطینه (لئون افریقی، ١/ ١٠٢)بوده است؛ لیكن به سبب گستردگی و پراكندگی شعوب و قبایل آن دبر مغرب اوسط و اقصى، میتوان ردپای آنان را در منابع اسلامی در سواحل دریای محیط (ابن خلدون، ٦(١)/ ٢٠١) و به خصوص دریای روم در شهرهایی چون قسنطینه و بجایه (زیستگاه كتامه، عجیسه و هواره، ﻧﻜ : همو، ٦(١)/ ٢٠٤)، نواحی طرابلس (ابنخردادبه، ٩١) و سرزمینهای همجوار آن چون برقه (زیستگاه هواره: ابنخلدون، ٦(٢)/ ٢٨٤)، الجزایر، ملیانه و مدیه (مسكن صنهاجه: همو، ٦(٢)/ ٣١٢)، و هران (جایگاه قبیلۀ ازداجه: همو، ٦(٢)/ ٢٩٣)، شامل تاهرت تا وهران (مسكن قبیلۀ اوربه) و در كوههای غرب مراكش (مساكن مصامده: دبوز، ١/ ٣٧) نیز یافت.
به هنگام پیشروی مسلمانان در خاك افریقیه، ابوالمهاجر انصاری در ٥٥ق/ ٦٧٤م، كسیله رئیس قبیلۀ اوریه از بزرگترین و قدرتمندترین قبای برنس را در نزدیكی تلمسان شكست داد. كسیله اسلام آورد و فرمانده مسلمانان نیز او را آزاد كرد (ابنخلدون، ٦(٢)/ ٢٩٧). در ٦٢ق/ ٦٨٢م همزمان با حكمرانی یزید بن معاویه، كسیله با یاری بربرها و فرنگان، عقبة بن نافع و همراهانش را در تهوده شكست داد و بلافاصله بر قیروان دست یافت (همو، ٦(٢)/ ٢٩٧-٢٩٨). عبدالملك مروان ب جبران این شكست، زهیربن قیس بلوی را به ولایتداری افریقیه برگزید. زیر در ٦٦ق/ ٦٨٦م نیروی كسیله را در ممس نزدیك قیروان شكست داد و كسیله و بسیاری از یارانش كشته شدند (همو، ٦(٢)/ ٢٩٩).
برانس نقش انكارناپذیری در شكلگیری و حمایت دولتهای بزرگی چون ادریسیان، فاطمیان و زیریان داشتند. قبیلۀ اوریه از بزرگترین حامیان ادریسیان بودند و شاید اگر كمكهای ابولیلى اسحاق بن محمد ابن عبدالحمید اوربی (رئیس قبیلۀ اوربه) نبود، دولت ادریسین در مغرب پانمیگرفت. وی در ١٧٢ق٧٨٨م ادریس بن عبدالله را كه در جریان فخ از مدینه گریخته بود. به گرمی پناه داد و بربرها را به سوی او فراخواند. به این ترتیب، قبایل متعددی چون زُواغه، لُواته، سُدرانه، غیاته، نفره، مكناسه و غُماره با او بیعت كردند و به فرمان او گردن نهادند (همو، ٦(٢)/ ٣٠٠؛ سلاوی، همانجا). قبیلۀ كتامه نیز با حمایت از ابوعبدالله شیعی نقش مؤثری در برپایی نظام فاطمی در مغرب داشتند (همانجا).
ازجمله دولتهای بزرگی كه از میان برانس برخاستند، میتوان از بنی زیری و مرابطون كه از قبیلۀ صنهاجه، و نیز از موحدون كه از قبیلۀ مصامده برخاستهاند، نام برد (همو، نیز حسن، همانجاها).
كوهی به نام برانس در مغرب اقصى در ١٥میلی شمال تازا وجود داشته (لئون افریق ١/ ٣٥٧؛ نیز ﻧﻜ : اطلس...، ١٦٧) كه نام خود را از این طایفۀ بربر گرفته است. علاوه بر این، كوه دیگری نیز به نام جبل برانس در اندلس (یاقوت، ١/ ٧٣٣) بوده كه نام خود را از بربرهای برانس ــ اوریه كه در فتوحات اندلس شركت داشته، و در این ناحیه مستقر شدهاند، برگرفته است. امِروزه این كوه سیرا دِ آلماذن خوانده میشود (EI٢, I/ ١٠٣٧).
مآخذ
ابنحزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
ابنخردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق/ ١٨٨٩م؛
ابنخلدون، العبر؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك و ممالك، ترجمۀ كهن فارسی، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧٣ش؛
اطلس تاریخ الاسلام حسین مونس، قاهره، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
حسن، علی حسن، الحضارة الاسلامیة فی المغرب، قاهره، ١٩٨٠م؛
دبوز، محمدعلی، تاریخ المغرب الكبیر، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛
سلاوی، احمد، الاستقصاء، به كوشش جعفر ناصری، دارالبیضا، ١٩٥٤م؛
لئون افریقی، حسن بن محمد وزان، وصف افریقیا، ترجمۀ محمد حجی و محمد اخضر، بیروت، ١٩٨٣م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI٢.
مریم حسندوست