دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٠ - بخش
بخش
نویسنده (ها) :
محمدحسن گنجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بخش، واحدی در تقسیمات کشوری ایران که قسمتی از یک شهرستان، و خود دربرگیرندۀ چند دهستان است. واژۀ بخش در زبان فارسی به معنای حصّه، نصیب، قسمت، بهره، بهره، جزء، پاره و... آمده است (ﻧﻜ : برهان...؛ نیز لغتنامه...).
بهکارگیری واژۀ بخش به معنای متعارف آن نخستین بار پس از تصویب قانون تقسیمات کشوری در ١٦ آبان ١٣١٦ متداول شد (ﻧﻜ : مجموعه قوانین سال...، ٦٢). بر طبق این قانون، کشور ایران از لحاظ تقسیمات کشوری به ٥ واحد تقسیم شد که عبارت بودند از: استان، شهرستان، بخش، ده؛ که به ترتیب تحت ادارۀ یک نفر استاندار، فرماندار، بخشدار، دهدار و کدخدا بوده است (ﻧﻜ : همان، ٦٤). تا پیش از این قانون، کشر ایران از نظر تقسیمات کشوری به ایالات که هریک از آنها دارای چند ولایت و هر ولایت دارای تقسیمات کوچکتری که بلوک خوانده میشد و خود متشکل از چندین ده بود، تقسیم میشد. فرمانروای ایالت را والی یا فرمانفرما و فرمانروای ولایت را حاکم یا حکمران و فرمانروای بلوک را نایب الحکومه مینامیدند و امور عمومی هر ده را شخصی به نام کدخدا که از جانب نایبالحکومه برگزیده میشد، بهعهده داشت (بدیعی، ٢/ ٢٢١).
در تبصرۀ ٢ از مادۀ ٢ قانون تقسیمات کشوری مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ پیشبینی شده بود که وزارت کشور میتواند با تصویب هیأت وزیران، تقسیمات داخلی کشور را برحسب نیاز تغییر دهد (ﻧﻜ : مجموعه قوانین سال، همانجا). به همین سبب در طی زمان تغییرات بسیاری در شمار و حدود تقسیمات کشوری به عمل آمد؛از چمله در ١٣٣٩ش به موجب قانون دیگری، کشور ایران به ١٤ استان و ٦ فرمانروای کل، ١٣٩ فرمانداری و ٤٤٩ بخشداری تقسیم گردید و در سالهای بعد، شمار بخشها به ٤٥٩ و سپس به ٤٧٠ افزایش یافت (بدیعی، ٢/ ٢٢٣-٢٢٤).
در تیرماه ١٣٦٢ قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت. در مادۀ اول این قانون عناصر تقسیمات کشوری، روستا، دهستان، شهر، بخش شهرستان و استان تعیین شده بود و بخش از لحاظ سلسله مراتبی در این قانون هم، مانند قانون ١٣١٦ش در درجۀ سوم قرار گرفت. در مادۀ ٦ قانون اخیر، بخش به این صورت تعریف شده است: بخش واحدی است از تقسیمات کشوری که دارای محدودۀ جغرافیایی معین بوده و از به هم پیوستن چند دهستان همجوار مشتمل بر چندین، مزرعه، مکان، روستا و احیاناً شهر که در آن عوامل طبیعی و اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، واحد همگنی را به وجود میآورد، به نحوی که با در نظر گرفتن تناسب وسعت،... امکانات طبیعی و استعدادهای اجتماعی و توسعۀ امور رفاهی و اقتصادی آن تسهیل گردد» (مجموعه قوانین و مقررات...، ٢٢١،٢٢٠).
به موجب تقصرههای همین ماده قانون، حداقل جمعیت بخش بدون احتساب جمعیتهای شهری با تراکم زیاد ٣٠ هزار نفر و با تراکم متوسط ٢٠هزار نفر تعیین شده است که در نقاط کم تراکم تا حداقل ١٢ هزار نفر با تصویب هیأت وزیران، و در موارد استثنائی و با تصویب مجلس میتواند کمتر از آن هم باشد (همان، ٢٢١). در١٣٧٥ش در سطح کشور ایران جمعاً٦٨٠بخش وجود داشته است (سرشماری...،١٥).
مآخذ
بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣٦٢ش؛
برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، به کوشش محمدمعین، تهران، ١٣٤٢ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسکن (١٣٧٥ش)، شناسنامۀ بخشهای کشور، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مجموعه قوانین سال ١٣١٦، وزارت کشور تهران، ١٣١٦ش؛
مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت کشور (از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان١٣٦٩ش) وزارت کشور، تهران١٣٧٠ش.
محمدحسن گنجی