دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤١ - بجور
بجور
نویسنده (ها) :
مجید سمیعی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَجور، سرزمینی کوهستانی در شمال کشور پاکستان، در ایالت سرحد شمالغربی، نام این سرزمین در منابع به صورت باجور نیز آمده است (ﻧﻜ : هروی، ١/ ١٢٠؛ میرک، ١١٤؛EI٢).
بجور میان °٣٤و ´٢٥ تا °٣٥ و ´٥ عرض شمالی، و °٧٠ و´١ تا °٧٢ طول شرقی قرار گرفته است که مرزبندیهای طبیعی آن را از افغانستان و سرزمینهای مجاور در پاکستان جدا میکند. در غرب آن، سلسله جبال هندوکش، در شرق بلندیهای اُتمان خیل، و در جنوب بلندی مُهموند و چیترال قرار دارد. بجور با ٢٥ میل درازا و ٢تا ٧ میل پهنا، از نواحی پیشاور به شمار میآید که از مجموعۀ ٥ دره به نام چهارمونگ، بابوکارا، واتالی (یا اوتالی)، رود و سورکمر تشکیل شده است. برخی از این درهها وسیع و بسیار حاصلخیزند و رودخانه-های پرآب در آنها جریان دارد. قبایل مختلفی در سرزمین بجور زندگی میکنند که بیشتر آنان از تیرۀ پشتو هستند؛ از جملۀ آنها میتوان به قبایل یوسف زایی و سالارزایی، اشاره کرد. بجور از سرزمینهای طبیعی و دستنخوردهای است که سنتهای کهن پشتو هنوز در آن از اصالت برخوردار است (اسپین، ٤٤؛ اسکوفیلد، ١٣٢؛ آسیاتیکا، I/ ٢٣٦؛ «مجله...»، VI/ ٢١٩-٢٢٠؛ پاکستان، ٤٩٢؛ الفینستون، ٣٧-٣٥).
از پیشینۀ تاریخی بجور آگاهی دقیقی در دست نیست. بجور بخشی از سرزمینهای کوهستنی شمالغربی هند بود که مسیر ارتباطی مناطق کابل و شمال افغانستان امروزی با شبه قاره به شمار میآید. در برخی از منابع معاصر، بجوور را بخشی از سرزمین باستانی اودیانه مینویسند که در سفرنامهﻫای زائران بودایی به وصف آن پرداختهاند. همچنین بجور را مسیر حرکت اسکندر برای تصرف پیشاور میدانند. بجور به سبب موقعیت مناسب ارتباطی، شاهد رویدادهای بسیاری بوده است. احتمالاً نخستینبار در سدۀ ٥ق/ ١١م رد هجوم محمود غزنوی، بجور و سواد که بخشی از سرزمینهای سلسلۀ شاهی بود، به تصرف مسلمانان درآمد (اسکوفیلد، ١٧؛ عبدالرحمان، ١٤٧؛ کانینگم، ٦٩-٦٨؛ سن، ٣٠٤-٣٠٣، ٩٨).
در منابع دورۀ بابری نام دو سرزمین بجور و سواد در کنار یکدیگر آمده است. در بیشتر این منابع، از سرزمین بجور به عنوان جایگاهی ناامن نا برده شده که حکومت مرکزی از قدرت و نفوذ در آنجا برخوردار نبوده است. بابر (ﺣﻜ ٨٩٩-٩٣٧ق/ ١٤٩٤-١٥٣١م) در دومین هجوم خود به هند، بجور را که در مسیر سپاهیانش قرار داشت، تصرف کرد و برای برقراری روابط دوستانه با قبایل ساکن این منطقه و جلوگیری از نافرمانی آنان، با دختر یکی از رؤسای قبایل یوسفزایی ازدواج کرد. در دورۀ اکبر (٩٦٣-١٠١٤ق/ ١٥٥٦-١٦٠٥م)، بجور از ولایتهای سرزمین سواد در صوبۀ کابل بود. سپاهیان اکبر در درگیری با قبایل بجور در ٩٩٤ق/ ١٥٨٦م شکست سختی را متحمل شدند. همچنین، بجور در منطقهای قرار داشت که جایگاه نفوذ و تبلیغ فرقۀ روشنیه در سدۀ ١١ق/ ١٧م بوده است و قبیلۀ یوسف زایی که از قدرتمندترین طوایف بجور بود، از بایزید انصاری، رهبر فرقۀ روشنیه حمایت میکردند، ولی پس از مرگش به مخالفت با پسرش برخاستند. در دورل جهانگیر (١٠١٤-١٠٣٧ق/ ١٦٠٥-١٦٢٨م)، حکمرانان منتخب کابل بر سودا و بجور نیز حکومت میکردند. در دورۀ اورنگ زیب (١٠٦٨-١١١٨ق/ ١٦٥٧-١٧٠٦م)، قبیلۀ یوسفزایی بر حکومت مرکزی ادامه داشت (احمد، ١٠٣، ٤٨؛ اسپین، ٣٤-٣٣، ٣١-٣٠؛ توزک... ، ٧٤؛ بیات، ١٥٤؛ ابوالفضل، اکبرنامه، ٣/ ٤٨١، ٤٩٣، ٥٢٥، ٥٢٦، آیین اکبری، ١/ ٥٦٢، ٥٨٥؛ سجان رای، ١٥٥؛ هیگ، ١٣٥-١٣٤؛ بختاورخان، ١/ ٣٦٧-٣٦٩؛ بابر، I/ ٣٧٥-٣٧٧).
با تصرف پیشاور از سوی نیروهای انگلیسی، مبارزۀ قبایل منطقه ازجمله بجور با آنان آغاز شد. ا ویژگیهای مبارزات قبایل بجور در این دوره جنبۀ مذهبی آن است که روحانیون محلی در رأس آن قرار داشتند، از جمله جنگ امبیلا در ١٢٨٠ق/ ١٨٦٣م که با رهبری طرفداران سید احمد صورت گرفت و جهاد مذهبی ١٣١٣ق/ ١٨٩٥م که با رهبری عمرخان در منطقۀ دروسواد و بجور روی داد که تمامی قبایل، تحت فرمان یک رهبر بر ضد انگلیسیان متحد شدند (اسپین، ٢٤٣، ١٧٥، ٤٤؛ دیویس، ٤٦٤-٤٦٣).
مآخذ
ابوالفضل علامی، آیین اکبری، به کوشش بلخمان، کلکته، ١٨٧٢م؛
همو، اکبرنامه، به کوشش عبدالرحیم، کلکته، ١٨٨٦م؛
بایزید، بیات، تذکرۀ همایون و اکبر، به کوشش محمدهدایت حسین، کلکته، ١٣٦٠ق/ ١٩٤١م؛
بختارخان، محمد، مرآةالعالم: تاریخ اورنگ زیب، به کوشش ساجده، س. علوی، لاهور، ١٩٧٩م؛
توزک جهانگیری، به کوشش محمدهاشم، تهران، ١٣٥٩ش؛
سبحان رای، «خلاصةالتواریخ»، (ﻧﻜ : ﻣﻠ ، انصاری)؛
میرک سندهی، یوسف، تاریخ مظهر شاهجهانی، به کوشش حسامالدین راشدی، کراچی، ١٩٦٢م؛
هروی، نعمتالله، تاریخ خان جهانی و مخزن افغانی، به کوشش محمد امامالدین، کلکته، ١٩٦٠م؛
نیز:
Abdur rehman, the last two sdynasties of the Śāhis, islamabad, ١٩٧٩;
ahmad, tariq, religio- political ferment in the N. W. frontier during the mughal period, delhi, ١٩٨٢;
ansari, M. Z., Geographical Glimpsers Of MedievAl India, Delhi, ١٩٨٩;
Vol, III;
Asiatica;
bā bur, Z. M., bābur nama, tr. A. S. Beveridge, new delhi ١٩٧٠;
cunningham, A., the ancient geograghy of india, varanasi, ١٩٨٨;
davies, C.C., «the north-west frontir ١٨٤٣-١٩١٨», the cambridge history of india, vol. vi, ed. H.H. dodwell and V.D. mahajan, new delhi, ١٩٨٩;
EI٢;
elphinstone, M., kingdom of coubul karachi, ١٩٧٢;
vol, II;
Haig, W,. «akbar, mystic and prophet», ibid, vol., IV,ed. R. burn, ١٩٨٧;
the imperial gazetteer of india, new delhi, ١٩٨١;
pakistan ١٩٨٨;
islamabad;
schofield, v., norh-west frontier and afghanistan, new delhi, ١٩٨٤;
sen. S.n., ancient history of bangladesh, india and pakistan, new delhi, ١٩٨٨;
spain, j. w., the pathan borderland, karachi, ١٩٨٥.
مجید سمیعی