دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١١٩ - ایروان
ایروان
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
ايرَوان، مركز جمهوری ارمنستان. اين شهر در شمال شرقی دشت آرارات و در منطقهای كوهستانی در ارتفاع ٩٠٠ تا ٣٠٠‘١ متر و در °٤٠ و ´١٥ عرض شمالی و °٤٤ و ´٣٥ طول شرقی واقع است («دائرةالمعارف جغرافيايی»، II/ ١٧).
نام اين شهر به صورتهای گوناگون از جمله: اروان، يروان و اريوان نيز آمده است («دائرةالمعارف ارمنی»، III/ ٥٤٨؛ بدليسی، ١٥؛ پچوی، ١/ ١٧٣). ارمنيان خود اين شهر را يروان مینامند و در دوران حكومت شوروی اين نام تثبيت شد (IA, IV/ ٣١١)، اما در متون فارسی نام آن ايروان آمده است. نظر مؤلفان دربارۀ منشأ نام ايروان متفاوت است (نک : جكسن، ١٨؛ بستانی، ١١/ ٣١؛ «دائرةالمعارف ارمنی»، همانجا؛ پيوتروفسكی، ٣١).
دشتی كه ايروان در آن واقع شده، از شمال، مشرق و مغرب با كوهستان مرتبط است. مساحت آن نيز در ١٩٨٩ م، ٢٦٥ كمـ٢ بوده است ( آرمنيا، ١٠١). شهر ايروان كنار رودخانۀ رازدان از شاخههای رود ارس قرار دارد و از جنوب مشرف به دشت كاناكِر است. اطراف شهر را مناطق سبز و خرم فراگرفته، و راه آهن تفليس ـ لنيناكان ـ جلفا تا اين شهر كشيده شده است («دائرة المعارف جغرافيايی»، II/ ١٧-١٨). جمعيت اين شهر را در ١٣١٥ق/ ١٨٩٧ م، ٢٩ هزار نفر نوشتهاند كه در ١٩٧١ م به ٧٩١ هزار (BSE٣, IX/ ٨٩)، و در ١٩٨٩م/ ١٣٦٨ش به ٠٠٠‘٢١٦‘١ نفر افزايش يافت ( آرمنيا، همانجا).
تاريخ بنای ايروان را ٧٨٢قم نوشتهاند (همان، ١٠٢). در ٢٢ق/ ٦٤٣م لشكريان عرب با حمله به ايروان و نخجوان، اين شهرها را مدتی در تصرف گرفتند و سپس رها كردند («تاريخ ارمنستان»، ١٠٩). در سدههای ٣-٥ ق/ ٩-١١ م در ارمنستان شهرهايی وجود داشت كه در اختيار اشراف و بزرگان ارمنی بود و ايروان از اينگونه شهرها محسوب میشد (همان، ١٣٠). در سدههای ٦ و ٧ ق/ ١٢ و ١٣ م در ايبری (گرجستان) دولتی پديد آمد كه بخشی از ارمنستان، ازجمله ايروان را در تصرف داشت (همان، ١٤٢). در سدۀ ٨ ق/ ١٤ م نخستين بار از ايروان به عنوان تختگاه سرزمين آرارات ياد شده است ( آرمنيا، همانجا). در ٨٤٤ق/ ١٤٤٠م ايروان مركز اداری منطقۀ شرق ارمنستان شد (BSE٣، همانجا).
در ٩٥٥ ق/ ١٥٤٨ م هنگامی كه شاه طهماسب اول به چخور سعد (ايروان) رفت، به سبب ويرانی شهر آزوقه در آن يافت نمیشد (پارسا دوست، ١٩٣). در ٩٥٦ ق/ ١٥٤٩ م اسكندر پاشا سردار عثمانی، بازار ايروان را به آتش كشيد (همو، ٢٠٣). در ٩٦١ق/ ١٥٥٤م ايروان از سوی سپاهيان عثمانی دستخوش نهب و غارت و ويرانی گرديد. در اين حمله كه توسط سلطان سليمان صورت گرفت، كاخها و بناهای ايروان به آتش كشيده، ويران شدند (پچوی، ١/ ٣١٢-٣١٥؛ پارسادوست، ٢١٥). هنگامی كه بايزيد به سبب اختلاف با پدرش سلطان سليمان، در عهد شاه طهماسب صفوی به ايران پناهنده شد، مدتی را در شهر ايروان گذرانيد (همو، ٣٠١).
كوچانيدن ارامنۀ چخور سعد (ايروان) از ٩٨٤ق آغاز شد. در زمان سلطنت محمد خدابنده پدر شاه عباس اين سرزمين عرصۀ تاخت و تاز سپاهيان ترك بود كه تا ١٠١٢ق ادامه يافت، ولی در ١٠١٣ ق قلعههای بزرگ ايروان و نخجوان از آنان باز پس گرفته شد (فلسفی، ٣/ ٢٠١-٢٠٢). در پايان عهد صفويان دولت عثمانی بار ديگر ايروان را به تصرف خود در آورد، ولی نادرشاه در ١١٤٧ ق/ ١٧٣٤ م، در پيكار كنار قلعۀ ايروان بر سپاه عثمانی پيروز شد (استرابادی، ٢٥٥، ٢٥٨، ٢٥٩). نادرشاه پس از تصرف قفقاز پناه علی بيگ ساروجلوی جوانشير، مشهور به پناه خان را به فرمانروايی بخشهايی از قفقاز گمارد. پس از قتل نادر در ١١٦٠ ق/ ١٧٤٧ م پناه خان در ايروان، شكی و گنجه به تاخت و تاز مشغول شد (جوانشير، ٦- ٩). وی پس از ١١٦٥ق چند سال با استقلال بر آن نواحی فرمان راند. از ١١٧٤ ق/ ١٧٦١م ابراهيم خان بر مسند حكومت ايروان و چند شهر ديگر قفقاز قرار گرفت و تا ١٢٢١ ق/ ١٨٠٦ م در سمت فرمانروايی باقی بود (همو، ٢٣-٢٨).
در ١٢١٩ ق/ ١٨٠٤م محمدخان حاكم ايروان كه از طرفداران و متحدان ابراهيم خان و از فتحعلی شاه قاجار در هراس بود، سفيری نزد ژنرال سيسيانوف سردار روسی فرستاد و از او ياری خواست و اطاعت از دولت روسيه را اعلام داشت. در نتيجه سيسيانوف رهسپار ايروان گرديد. در اين زمان عباس ميرزا وارد ايروان شد. محمدخان عهد خود با سردار روس را شكست و از واگذاری قلعه به روسها امتناع ورزيد؛ از اين رو سيسيانوف صلاح كار را در آن ديد كه به تفليس بازگردد (همو، ٤١-٤٢؛ قس: باكيخانوف، ١٨٥-١٨٦؛ سايكس، ٢/ ٤٥٣-٤٥٤).
در پاييز ١٢٢٣ ق/ ١٨٠٨ م ايروان توسط سپاه روس به فرماندهی ژنرال گودُويچ بار ديگر محاصره شد، ولی اين بار نيز نتيجهای به دست نيامد («تاريخ ارمنستان»، ١٩٠؛ باكيخانوف، ١٩١). تصرف ايروان از سوی سپاهيان روس ١٨ سال بعد در جريان جنگهای ايران و روس (١٢٤١-١٢٤٣ ق/ ١٨٢٦- ١٨٢٨ م) روی داد («تاريخ ارمنستان»، همانجا) و در ١٠ فوريۀ ١٨٢٨ با انعقاد پيمان تركمان چای، خاننشين ايروان به روسيه ملحق گرديد (همان، ١٩٤؛ سايكس، ٢/ ٤٦٣). پس از اتمام جنگ روسها با ايران و عثمانی مهاجرت ارامنه از ايران و آسيای صغير به ارمنستان آغاز شد. از ٤٠ تا ٤٥ هزار ارمنی مقيم ارزروم، ٢٥هزار نفر به ايروان رفتند (سرسی، ١٠٠). پس از انعقاد پيمان تركمان چای، خاننشين ايروان از سوی دولت روسيۀ تزاری ملغى اعلام شد و اين شهر و منطقه همانند ديگر نواحی قفقاز تابع نظام اداری امپراتوری
روسيه در آن سرزمين شد (خداورديان، ٣٢٧).
پس از انقلاب روسيه و سقوط دولت تزاری در ١٩١٧ م، مقامات محلی، دولتی موقت در ايروان تشكيل دادند («دائرةالمعارف تاريخی ... »، V/ ٤٩٨). در ١٩١٨م نخستين دولت ارمنی در ايروان پديد آمد و بار ديگر رشتۀ گسستۀ تاريخ ارمنستان گره خورد (پاسدرماجيان، ٤٩٣) و ايروان مركز جمهوری ارمنستان شد ( آرمنيا، ١٠٥) كه تحت حكومت حزب ناسيوناليست داشناكسوتيون قرار داشت (BSE٣, IX/ ٩٠). در ٢ آوريل ١٩٢١ با برقراری حكومت شوروی در ارمنستان، شهر ايروان همچنان بهعنوان مركز جمهوری ارمنستان باقی ماند. پيش از جنگ جهانی دوم، ايروان شهری صنعتی شد كه در آن حدود ٢٠٠ مؤسسۀ صنعتی فعاليت داشت (همانجا). پس از فروپاشی اتحاد شوروی نيز ايروان همچنان به عنوان مركز جمهوری مستقل ارمنستان باقی ماند.
شاردن از بقايای مسجد و گرمابه و كاروانسراهای ايروان ياد كرده است (٢/ ٢٨٦). وجود مساجد متعددی در اين شهر، نشانهای از زندگی مسلمانان در آنجا بوده است، ولی در جنگهای ايران و عثمانی، بيشتر مساجد شهر دستخوش ويرانی شدند. اعتمادالسلطنه نيز در ذكر حوادث سال ١٢١٩ ق/ ١٨٠٤ م از وجود مسجد جامع شهر ايروان خبر داده است (٣/ ١٤٧٢). در زمان امير تيمور، ايل قاجار در گنجه و ايروان ساكن شد (همو، ٣/ ١٣٦٤). شاه عباس اول نيز گروهی از طايفۀ قاجار را در ايروان جای داد (همو، ٣/ ١٣٤٠، ١٣٥١). ميرزای سنگلاخ از وجود شيخ الاسلام شهر ايروان ياد كرده است (ص ٢٨٢). اكنون در شهر ايروان تنها يك مسجد از مساجد قديمی آن برجا مانده است.
مآخذ
استرابادی، محمدمهدی، جهانگشای نادری، به كوشش عبدالله انوار، تهران، ١٣٤١ ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاريخ منتظم ناصری، به كوشش محمد اسماعيل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ش؛
باكيخانوف، عباسقلی، گلستان ارم، به كوشش عبدالكريم علیزاده و ديگران، باكو، ١٩٧٠ م؛
بدليسی، شرفالدين، شرفنامه، به كوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٤٣ ش؛
بستانی؛
پارسادوست، منوچهر، شاه تهماسب اول، تهران، ١٣٧٧ش؛
پاسدرماجيان، هراند، تاريخ ارمنستان، ترجمۀ محمد قاضی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
پچوی، ابراهيم، تاريخ، استانبول، ١٢٨٣ ق؛
جوانشير قراباغی، جمال، تاريخ قراباغ، باكو، ١٩٥٩م؛
خداورديان، ك. س.، «الحاق ارمنستان شرقی به روسيه»، ترجمۀ ا. گرمانيك، تاريخ ارمنستان، تهران، ١٣٦٠ ش؛
سايكس، پرسی، تاريخ ايران، ترجمۀ محمدتقی فخرداعی گيلانی، تهران، ١٣٦٣ش؛
سرسی، لوران، ايران در ١٨٣٩-١٨٤٠ م، ترجمۀ احسان اشراقی، ١٣٦٢ ش؛
شاردن، سياحتنامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٥٥ش؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ١٣٤٥ش، ميرزای سنگلاخ، تذكرةالخطاطين، تبريز، ١٢٩١ق؛
نيز:
Armeniya, entsiklopediya puteshestvennika, Erevan, ١٩٩٠;
Armyanskaya Sovetskaya entsiklopediya, Erevan, ١٩٧٧;
BSE٣;
IA;
Istoriya Armyanskogo naroda, Erevan, ١٩٨٠;
Jakson, A. V. W., Persia Past and Present, London, ١٩٠٩;
Kratkaya geograficheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٦١;
Piotrovski, B. B., Vanskoe tsarstvo (Urartu), Moscow, ١٩٥٩;
Sovetskaya istoricheskaya entsiklopediya, Moscow.
عنايت الله رضا