دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٩٣ - اوده
اوده
نویسنده (ها) :
مجید سمیعی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَوَدْه، از جایگاههای گسترش فرهنگ تشیع در شمال شبه قارۀ هند. نام اوده برگرفته از نام شهر باستانی «آیودهیا» است كه پایتخت سرزمینی به همین نام بود كه بعدها كُسالا نامیده شد. اوده زادگاه «راما» از اسطورههای مذهبی هندوان است (مجومدار، ٦٩-٧٠؛ مهابهارت، ١/ ٣٧٤؛ راماین، ١/ ٦٤-٦٥؛ سالتوره، I/ ١٦١).
سرزمین اوده بخش بزرگی از فلات آبرفتی شمال هند است كه بیش از ١٣٨‘٥٣ كمـ٢ وسعت دارد و در °٢٥ و ´٣٤ تا °٢٨ و ´٤٢ عرض شمالی و °٧٩ و ´٤٤ تا °٨٣ و ´٩ طول شرقی قرار دارد. نپال در شمال، اللهآباد در جنوب، آگره در غرب، بنارس و گوركهپور در شرق اوده قرار دارند. بجز ٤ رودخانۀ بزرگ گنگ، گومتی، گوگرا و راپتی، رودخانههای كوچكی نیز در این سرزمین جریان دارد كه سرچشمۀ بیشتر آنها هیمالیاست. بخش وسیعی از اوده را جنگل میپوشاند (ندوی، ٨؛ بریتانیكا، I/ ٧٥١؛ آسیاتیكا، VII/ ٥٩-٦٠؛ EI١, VI/ ١٠١٤). پس از استقلال هند با تشكیل ایالت اوتارپرادش در ١٩٥٠ م، اوده به صورت بخشهای جداگانۀ لكهنو و فیضآباد جزو این ایالت گردید ( بریتانیكا، همانجا). تسیانگ سیاح چینی سدۀ ٧م مینویسد. آیودهیا سرزمین وسیع و حاصلخیزی بود كه معابد فراوان هندو در آنجا قرار داشت و پایتخت آن برای بوداییان دارای ارزش مذهبی بود (ص ٢٢٤-٢٢٩).
آگاهی دقیق دربارۀ وروداسلام به اوده در دست نیست. عبدالرحمان چشتی فتح اوده را مربوط به دورۀ محمود غزنوی (٣٨٩-٤٢١ ق/ ٩٩٩-١٠٣٠ م) دانسته است كه به فرماندهی سالار مسعود غازی تسخیر شد (نک : EI١, VI/ ١٠١٥). منهاج سراج تصرف اوده را مربوط به زمان قطبالدین ایبك (د ٦٠٧ ق/ ١٢١٠ م) مینویسد (١/ ٤٠٧، ٤٢٢). در ٧٩٧ ق/ ١٣٩٥م اوده توسط خواجه جهان شرقی بنیانگذار سلسلۀ شرقی جونپور تصرف شد و حدود ٩٠ سال تحت فرمان آن سلسله قرار داشت. در ٨٨٩ ق/ ١٤٨٤ م بهلول لودی سلسلۀ شرقی را سرنگون ساخت و اوده در قلمرو سلاطین لودی قرار گرفت (سیهرندی، ١٥٦-١٥٧؛ نیز نک : عبدالحلیم، ٤٤, ٤٥).
در دورۀ حكومت بابر (٩٣٢-٩٣٧ ق/ ١٥٢٦-١٥٣١م) اوده بخشی از سرزمین مغولان هند بود و مالیات مناسبی از آنجا به دربار بابر فرستاده میشد (بابر، ٥٢١, ٦٠١-٦٠٢؛ خان، ١٤٥). در دورۀ اكبرشاه (ه م) اوده یكی از صوبههای دوازدهگانه و شامل ٥ سركار، ١٢ دستور و ٣٥ پرگنه بود. در ١٠١٠ ق/ ١٦٠١ م شاهزاده سلیم كه بعدها با لقب جهانگیر به سلطنت رسید، پس از شورش در برابر پدرش، در اوده پایگاههایی ایجاد كرد و خود را شاه خواند (ابوالفضل، آیین ... ، ١/ ٣٥٢، ٤٣٣-٤٤١، اكبرنامه، ١/ ٢٤٩-٢٥٠، ٢٨٩؛ برجس، ٦٢). پس از مرگ اورنگ زیب (١١١٩ ق/ ١٧٠٧ م) و ضعف حكومت مركزی هند كه باعث قدرت یافتن حاكمان منطقهای گردید، در اوده نیز نوابان دارای نفوذ و قدرت فراوان شدند. نوابان اوده از خاندانی شیعۀ ایرانی تبار بودند كه نسبت خود را به امام موسى كاظم (ع) میرساندند. میرمحمد امین موسوی بنیانگذار سلسلۀ نوابان اوده بود كه با استفاده از ضعف حكومت مركزی و یاری گروهی از مسلمانان، قدرت برتر هندوان را در اوده از میان برد. او فیضآباد را به عنوان تختگاه خود برگزید. پس از مرگ وی برادرزادهاش منصور با لقب صفدرجنگ به حكومت رسید. او در ١١٥٢ ق/ ١٧٣٩ م وزارت امپراتوری مغولان هند را یافت و افزایش نفوذ نواب اوده در دستگاه حكومت مركزی، باعث گسترش نفوذ ایرانیان در دستگاه حكومت مغولان هند شد. او سخت پایبند رعایت آداب مذهبی بود (هالیستر، ١٧٢-١٧٥؛ رامپوری، ١/ ١٢-١٣؛ رضوی، «تاریخ ... »، II/ ٤٥, ٥٣-٥٤).
پس از صفدر جنگ پسرش شجاعالدوله (١١٦٦- ١١٨٨ ق/ ١٧٥٣-١٧٧٤ م) به حكومت رسید. در دورۀ او نفوذ كمپانی هند شرقی در اوده گسترش یافت. در ١١٧٨ق/ ١٧٦٤م وی با انگلیسها به جنگ پرداخت و پس از شكست در بوكسار مجبور به فرار از اوده شد. انگلیسها پس از تصرف اوده چون با دیگر مناطق هند هم مرز میشدند و امكان درگیری با آنها وجود داشت، دوباره شجاعالدوله را به حكومت اوده برگرداندند و اوده به صورت سرزمین حایل میان بنگال كه در تصرف انگلیس بود و دیگر مناطق هند درآمد. در ١١٨٧ ق/ ١٧٧٣ م شجاعالدوله با یاری كمپانی هند شرقی مراتههها و سال بعد نیز روهیلهها را شكست داد. در ١١٨٥ ق/ ١٧٧١ م طبق قرارداد بنارس دوباره اللهآباد و كورا در برابر ٥ میلیون روپیه به شجاعالدوله بازگردانده شد (طباطبایی، ٢/ ٧٦٨-٧٧٠؛ قریشی، ١٢٨-١٢٩؛ لایل، ١٥٧-١٥٩؛ رضوی، شاه عبدالعزیز، ١٣-١٤, ٢٠-٢١, ٢٥؛ سریوستوا، II/ ١-٤, ١٢-١٤).
پس از شجاعالدوله پسرش آصفالدوله (ه م) به حكومت رسید. او به وزارت حكومت مغولان انتخاب شد و تشیع را مذهب حكومتی اوده اعلام كرد (هالیستر، ١٧٧-١٨٠؛ صدیق، ١٦٥).
پس از آصفالدوله پسرش وزیر علی به حكومت رسید، اما به سبب مخالفت با انگلیس از كار بركنار، و برادر ناتنی آصف الدوله به نام سعادت علی به حكومت انتخاب شد. در دورۀ او كمپانی هند شرقی بر اوده تسلط كامل یافت. پس از سعادت علی پسرش غازیالدین به حكومت رسید. او در ١٢٣٥ ق/ ١٨٢٠ م با پیشنهاد لرد وارن هیستینگز جدایی اوده را از حكومت دهلی اعلام كرد و خود را شاه خواند و به نام خویش سكه ضرب كرد. پس از غازیالدی پسرش نصیرالدین به حكومت رسید. او یك مركز آموزش به روش غربی در لكهنو ایجاد كرد. پس از نصیرالدین یكی از برادران غازیالدین به نام محمدعلی و پس از او پسرش امجدعلی به حكومت رسیدند. در دورۀ او مفتی اوده از علمای شیعه انتخاب گردید و احكام شیعی در اوده جاری شد (رضوی، همان، ٣٥-٣٧، «تاریخ»، II/ ٧٨-٨٩؛ دادول، ٣٥٠-٣٥٢؛ هالیستر، ١٨٠-١٨٣).
پس از امجدعلی پسرش واجدعلی (١٢٦٣ق/ ١٨٤٧م) به حكومت رسید. دورۀ او پایان حكومت نوابان اوده است و اوده آخرین سرزمین خودمختار هند بود كه ضمیمۀ مستعمرات انگلیس شد (رابرت، ٢٣٤-٢٣٧؛ رضوی، همان، II/ ٨٥ بب ؛ قریشی، ١٨٥). الحاق اوده به مستعمرات انگلیس و سلب مالكیت از قشر با نفوذ زمینداران آنجا، به شورش سال ١٨٥٨ م هند دامن زد. هر چند انگلیس این شورش را با زحمت فراوان سركوب كرد، ولی زمینها را به آنان بازگرداند. قدرت زمینداران مسلمان اوده در دورۀ استعماری گسترش یافت و این قشر حامی فرهنگ اردو ـ اسلامی در شمال هند مخصوصاً در اوده بودند (رابینسن، ١٦-٢٠؛ رضوی، همان، II/ ٨٧-٨٨؛ هومز، ١٧٣-١٧٤).
اوده خاستگاه و محل زندگی شخصیتهای برجستۀ مسلمانان بود و گسترش فرهنگ اسلامی در این منطقه در دوران حكومت نوابان شیعه مذهب به اوج رسید و آنان بخشی از شهرت خویش را از راه توجه به اهل مذهب، علم، ادب و هنر به دست آوردند و دربارشان جایگاه مشاهیر برجستهای بود كه از دهلی و دیگر نقاط هند به آنجا مهاجرت میكردند. در این دوره اوده شاهد تحول زبان ادبی مسلمانان هند بود و جایگاه والای زبان اردو در دربار نوابان باعث كاهش نقش زبان فارسی گردید.
مشاهیر برجستۀ اوده اینانند: سراجالدین علی متخلص به آرزو (ه م)، اشرف علی خان متخلص به فغان، میرزا محمد رفیع سودا شاعر و نویسندۀ اردو و فارسیزبان، هاریچاران داس نویسندۀ چهارگلزار شجاعی، و سید محمد بلگرامی (سریوستوا، II/ ٣٤٦-٣٥٠؛ صدیق، ١٦٧-١٦٨, ١٧١, ١٧٣؛ رضوی، شاه عبدالعزیز، ٥٩).
آثـار تاریخی
اوده به سبب پیشینۀ تاریخی و اهمیت مذهبی كه نزد هندوان و بوداییان داشت، دارای آثار مهمی مربوط به پیش از اسلام است. همچنین از آثار نامبردار دورۀ اسلامی پیش از نوابان اوده از مزارشاه مینا در مچی بهون، مقبرۀ شیخ ابراهیم چشتی در لكهنو، و مسجد بابر درنزدیكی محل تولد راما میتوان یاد كرد (سریوستوا، II/ ٣١٣-٣١٤؛ EI٢, I/ ٦٣٦؛ رامپوری، ١/ ٤٥-٤٦).
شكوفایی هنر معماری اوده از دورۀ نوابان اوده آغاز میگردد كه خود ادامۀ سبك دهلی به شمار میآید. از آن دوره آثار فراوانی برجای مانده است كه بیشتر اهمیت مذهبی دارند و از آن میان، میتوان به چندین امام باره (ه م) اشاره كرد. شبیهسازی آرامگاههای امامان شیعه در مناطق مختلف از دیگر آثار مذهبی آنجا به شمار میآید (رضوی، «تاریخ»، II/ ٧٧-٨٤؛ كخ، ١٣٢؛ هالیستر، ١٧٦- ١٧٨، ١٨٢-١٨٣؛ صدیق، ١٦٥-١٦٦؛ «دایرةالمعارف ... »، X/ ٢٣٤).
مآخذ
ابوالفضل علامی، آیین اکبری، به كوشش ه . بلوخمان، كلكته، ١٨٧٢ م؛
همو، اكبرنامه، به كوشش مولوی عبدالرحیم، كلكته، ١٨٧٩ م؛
راماین، به كوشش عبدالودود اظهر دهلوی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
رامپوری، محمدنجم، تاریخ اوده، كراچی، ١٩٧٨ م؛
سیهرندی، یحیى، تاریخ مبارك شاهی، به كوشش محمد هدایت حسین، كلكته، ١٩٣١ م؛
طباطبایی، غلامحسین، سیرالمتأخرین، لكهنو، ١٨٦٦ م؛
كخ، ابا، معماری هند، ترجمۀ حسین سلطانزاده، تهران، ١٣٧٣ ش؛
منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ ش، مهابهارت، ترجمۀ میرغیاثالدین علی قزوینی، به كوشش محمدرضا جلالی نایینی و. ن. س. شوكلا، تهران ١٣٥٨ ش؛
ندوی، معینالدین، معجم الامكنة، حیدرآباد دكن، ١٣٥٣ ق؛
هالیستر، جان نُرمن، تشیع در هند، ترجمۀ آزرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران، ١٣٧٣ ش؛
نیز:
Abdul Halim, History of the Lodi Sultans, Delhi, ١٩٧٤;
Asiatica;
Babur, Z. M., Bābur-Nāma, tr. A. S. Beveridge, New Delhi, ١٩٧٠;
Britannica;
Burgess, J., The Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٥;
Dodwell, H. H., «Clive in Bengal, ١٧٥٦-٦٠», The Cambridge History of India, New Delhi, ١٩٨٧, vol. V;
EI١;
EI٢;
Encyclopedia of World Art, New York, ١٩٦٥;
Holmes, T. R., «The Greased Cartridges», The Cambridge History of India, New Delhi, ١٩٨١, vol. VI;
Khan, Zain, Tabaqat -i Baburi, tr. S. H. Askari, Delhi, ١٩٨٢;
Lyall, A., The Rise and Expansion of British Dominion in India, New Delhi, ١٩٨٤;
Majumdar, R. C., Ancient India, Patna, ١٩٦٠;
Qureshi, I. H., Ulema in Politics, Karachi, ١٩٧٢;
Rizvi, A. A., Shāh’Abd al-’Azīz, Canberra, ١٩٨٢;
id, A Socio -Intellectual History of Isnā’Asharī Shī’īs in India, Canberra, ١٩٨٦;
Roberts of Kandahar, An Eye Witness Account of the Indian Mutiny, Delhi, ١٩٨٣;
Robinson, F., Separatism Among Indian Muslim, London, ١٩٧٤;
Sadiq, M., A History of Urdu Literature, Karachi, ١٩٨٥;
Saletore, R. N., Encyclopaedia of Indian Culture, New Delhi, ١٩٨٥;
Srivastava, A. L., Shuja -ud -Daulah of Awadh, Agra, ١٩٧٤;
Tsiang, H., Buddhist Records of the Western World, tr. S. Beal, Delhi, ١٩٨١.
مجید سمیعی