دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٦٤ - املش
املش
نویسنده (ها) :
جعفر اسحاقی تیموری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَمْلَش، بخش و شهری به همین نام در شهرستان رودسر واقع در جنوب شرقی استان گیلان.
بخش املش
این بخش یكی از بخشهای سه گانۀ شهرستان رودسر است ( سازمان تقسیمات ... ، ٤١) كه در ١٣٥٨ش از دهستان به بخش تبدیل شد (بدیعی، ٢/ ٢٥٠) و هم اكنون با ١٤٨ آبادی دارای سكنه، مشتمل بر ٥ دهستان املش شمالی، املش جنوبی، شبخوس لات، سُمام و كُجید است. مركز هر یك از دهستانها به ترتیب عبارتند از كهنه گوراب، حاجیآباد، شبخوس لات، ملكوت و كجید ( آمارنامه ... ، ٥٦).
املش از لحاظ طبیعی از دو قسمت كوهستانی و پست یا هموار تشكیل میشود (سرتیپپور، ٥٢). مناطق كوهستانی آن در جنوب املش و در دهستان سمام قرار گرفته است. گركو رود و سمام كوه از رشتهكوههای البرز در این ناحیه هستند (رابینو، ٤٠٣؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها ... ، ٢٧). سمام كوه كه دهستان سمام را در برگرفته است، تا ٢٥٠‘٢ متر ارتفاع دارد و یكی از مرتفعترین قلل استان گیلان به شمار میرود ( آمارنامه، ٢). منطقۀ جلگهای و پست املش شامل مراتع وسیعی است (بازن، ٢٣٥، نقشه).
آب و هوای املش به طور كلی معتدل و مرطوب، و متوسط بارندگی سالیانۀ آن حدود هزار میلیمتر است و نقاط مرتفع و كوهستانی آن دارای دمای كمتر و بارش بیشتر است ( فرهنگ جغرافیایی ایران، ٢/ ٢٤؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٢٧- ٢٨).
شلمانرود و پلرود (پلورود) مهمترین رودخانههای این منطقهاند. پل رود بزرگترین رودخانۀ شرق گیلان است ( كتاب گیلان، ١/ ١٧٩). این رودخانهها از دامنههای شمالی البرز سرچشمه میگیرند و پس از طی مسیری با شیب زیاد به دریای خزر میریزند (همانجا؛ جغرافیا ... ، ٢/ ١٠٣٤؛ مبشری، ٥١-٥٢، ٥٨). درختان انار ترش، انجیر، ازگیل (كندوس)، فندق، گردو، توسكا، افرا، راش، شرم، بلوط، ممرز، توت، ون و آزاد از رستنیهای مهم این ناحیهاند. همچنین گیاهان دارویی از قبیل گل بنفشه و ختمی، گل گاوزبان و كود كوتو در اكثر نقاط املش میرویند. از جانوران و پرندگان روباه، شغال، گرگ، سمور، خرگوش، تیهو و سار را میتوان نام برد. آب كشاورزی املش از شلمان رود و رودسر تأمین میشود ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٢٧).
بخش املش با ١٣٣‘٨ خانوار و ٥٥٣‘٤١ نفر جمعیت از ٢٦٤‘٢١ مرد و ٢٨٩‘٢ زن تشكیل میشود. دهستان شبخوس لات با ٢٣٨‘١٣ نفر اهالی، پرجمعیتترین دهستان این بخش به شمار میرود ( آمارنامه، ٩٣). مردم بخش املش مسلمان و پیرو مذهب شیعه هستند و به گویش گیلكی تكلم میكنند ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، همانجا).
اهالی املش به دامداری، باغداری، زراعت، پرورش طیور، زنبور عسل، چایكاری و ماهیگیری اشتغال دارند ( فرهنگ آبادیها ... ، ١٦). دامداری در نقاط كوهستانی و مرتفع (دهستان سمام)، و باغداری و زراعت در نقاط پست متداول است. دامداری این ناحیه سنتی، و برپایۀ پرورش گاو و گوسفند و بز است؛ بنابراین، دامداران این ناحیه برای تهیۀ علوفه ناچارند كه دامها را در تابستان به مراتع سردسیر، و در زمستان به مراتع گرمسیر كوچ دهند. مهمترین مراتع تابستانی املش چاك دشت، كرف، كلمازیر و كش، و مراتع زمستانی آن پیل دره، سیاه رود، چنگول و گرماب رود است. حصیربافی، پشمریسی و ابریشمتابی نیز در میان اهالی املش رواج دارد ( فرهنگ جغرافیایی ایران، همانجا؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٢٧- ٢٨).
معدن «یا علی گوابر» كه در روستایی به همین نام قرار گرفته، تنها معدن مهم بخش املش است كه مادۀ كانی آن میكا بیوتیت است و در صنعت لوله، كاغذ، لاستیك و عایقسازی و حفاریهای صنعت نفت به كار میرود ( آمارنامه، ٢٣٦؛ كتاب گیلان، ١/ ٢٩٦-٢٩٧).
بقاع سادات ابراهیم، حسین، نصیرالدین و علی كیا فرزندان امام موسى كاظم (ع) (ستوده،٢/ ٢٩٤-٢٩٥)، و پلهای خشتی تمیجان و شاه عباس در روستاهای تمیجان و بلاردكان، خانههای قدیمی احمدعلی، تقی و امانالله صوفی و علی اكبرخان پیر كوهی و آستانۀ گاچاور مهمترین آثار تاریخی املش به شمار میروند (همو، ٢/ ٢٩٦، ٣٣٧؛ كیانی، ١٧١).
شهر املش
این شهر مركز بخش املش است و در ١٢ كیلومتری جنوب غربی رودسر و ٨٤ كیلومتری رشت واقع است ( شناسنامه ... ، ٣/ ٣٣؛ فرهنگ جغرافیایی ایران، ٢/ ٢٤).
این شهر با ٣٥ متر ارتفاع از سطح دریا در °٣٧ و ´٤ عرض شمالی و °٥٠ و ´١١ طول شرقی، و در جلگهای سرسبز كنار دامنههای شمالی ارتفاعات البرز قرار گرفته است (پاپلی، ٦٨؛ شناسنامه، همانجا؛ مفخم پایان، ٣٥). آثار و اشیاء باستانی به دست آمده از املش نشان میدهد كه در اوایل هزارۀ نخست قم مسكون بوده است.
املش زمانی مركز استقرار مالكان و رؤسای خاندان صوفی بود (املشی، ٣٥؛ سرتیپپور، ٥٢). خانهای صوفی املش به تحریك دولتیارخان، پسر خلیل سلطان، در عهد صفویان سر به شورش برداشتند، ولی به زودی توسط شاه عباس اول سركوب شدند. سپس پادشاه صفوی گروهی از آنان را به قندهار و گروهی دیگر را زیر نظر ولی سلطان صوفی به رانکوه كوچاند (املشی، ٣٤؛ اسكندربیك، ٤٥١، ٤٩٩، ٥٣٦).
ایل صوفی تا پایان اقتدار صفویان اعتبار و منزلت خاصی داشت، به طوری كه بر كل نواحی شرق گیلان (دیلمان و رانکوه) فرمان میراند، اما پس از به قدرت رسیدن نادرشاه افشار قدرت و نفوذ خود را از دست داد (املشی، ٣٧). نادر كه از حضور كردهای مهاجر ساكن در املش و مناطق دیگر رانکوه ناراضی بود، گروههای تازهای از كردهای گروس و اطراف كرمانشاهان را برای تضعیف صوفیها به كلاردشت و كجور كوچاند. با به قدرت رسیدن آقا محمدخان قاجار مجدداً گروه دیگری از كردهای خواجوند و لرهای نقاط سردبند و سیلاخور برای تضعیف قدرت صوفیها به این منطقه كوچانده شدند (یوسفینیا، ٣٥٢-٣٥٣).
به گفتۀ ادموندز، جهانگرد بریتانیایی كه در اواخر دورۀ قاجار به املش سفر كرده است، شمار خانههای این دهكده ١٠٠ باب بوده است كه ٢٠٠ خانوار از خاندان صوفی در آنها زندگی میكردهاند. همو املش را به لحاظ برخورداری از مناظر طبیعی و مسكونی زیبا با مناظر طبیعی بریتانیا مقایسه میكند (نک : طاهری، ٦٨- ٦٩).
در جریان مبارزات ضد استعماری نهضت جنگل، مردم املش از جنگلیها حمایت كردند (كوچكپور، ١٨؛ یوسفینیا، ٦٢٩).
طبق آمارنامۀ سال ١٣٧٣ ش، برآورد جمعیت شهر املش ٤٢٣‘١٢ نفر بوده (ص ٨١) كه نسبت به سرشماری سال ١٣٦٥ش، ٩٣٥‘٢ نفر افزایش داشته است. براساس سرشماری سال ١٣٦٥ش، ٦/ ٧٤٪ جمعیت بالاتر از ٦ سال شهر باسواد بودهاند كه درصد مردان با سواد ٢/ ٨٢ و زنان ٦/ ٦٦ بوده است ( سرشماری ... ، ١٨).
شهر املش دارای ٦ دبستان، ١١ مدرسۀ راهنمایی و دبیرستان، ٥ مسجد، یك درمانگاه، یك پارك عمومی، دو كارخانۀ چای خشك كنی، ٥ كارخانۀ شالی كوبی و ٣ كارخانۀ چوب بری است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٢٨- ٢٩).
در املش آثار باستانی مهمی همچون كوزههای زرین و گلی از اشكال حیوانات، مجسمه و سلاحهای انسان به دست آمده است كه از جنس برنز، نقره و طلا ساخته شدهاند. این اشیاء باستانی در جریان حفاریهای غیرمجاز و یا توسط باستانشناسان از گورستانها به دست آمده است (گیرشمن، ٣١- ٣٨؛ كالیكان، ٢٤-٢٥؛ ستوده، ٢/ ٣٦١؛ ایرانیكا). از مقایسۀ این اشیاء با آثار باستانی سایر مناطق میتوان زمان آنها را به اواخر هزارۀ دوم و اوایل هزارۀ نخست قم تخمین زد (همانجا؛ پارو، ٢٣٦-٢٣٧؛ «گنجینه ... »، ٩٥-٩٦؛ معصومی، ٥٨). جامهای زرین به دست آمده از این ناحیه عمدتاً شبیه جامهای باستانی لرستان هستند (كالیكان، ٢٨- ٢٩). اشیاء باستانی املش در مقایسه با اشیاء باستانی مارلیك از لحاظ شیوه و زمینه دارای تفاوتهایی است، اما در استفاده از اشكال حیوانات مشتركند (همو، ٢٤؛ «گنجینه»، همانجا).
در ١٩٦١ م/ ١٣٤٠ ش طی برگذاری نمایشگاهی در پاریس عبارت «فرهنگ (هنر) املش» كه احتمالاً متعلق به مناطق جغرافیایی دیلمان و اطراف آن است، برای نخستین بار مصطلح گردید ( ایرانیكا؛ گیرشمن، ٢٧). با نمایش سفالینهها و اشیاء فلزی املش به سال ١٩٦٤ م/ ١٣٤٣ ش در موزۀ نوشاتل سویس، هنر املش شناخته شد («هنر ... »، ٣؛ «گنجینه»، ٩٤).
از مشاهیر بنام املش میرزا ابوالقاسم، معروف به ملاباشی و ملقب به فصیح المتكلمین است كه از علما و فضلای معروف گیلان به شمار میرود. وی در املش تولد یافت و در ادبیات فارسی و عربی، هیأت، ریاضی و نجوم استاد بود. فصیح المتكلمین همچنین دارای خط نسخ و نستعلیق خوش بود (املشی، ٥٠).
مآخذ
آمارنامۀ استان گیلان (١٣٧٣ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان گیلان، تهران، ١٣٧٥ ش؛
اسكندربیك منشی، عالمآرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
املشی، بهاءالدین، گوشههایی از تاریخ گیلان، تهران، ١٣٥٢ ش؛
بازن، مارسل و دیگران، گیلان و آذربایجان شرقی، ترجمۀ مظفر امین فرشچیان، تهران، ١٣٦٥ ش؛
بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣٦٧ ش؛
پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مكانهای مذهبی كشور، مشهد، ١٣٦٧ ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
رابینو، ه.. ل. ، ولایات دارالمرز ایران (گیلان)، ترجمۀ جعفر خمامیزاده، تهران، ١٣٥٧ ش؛
سازمان تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران، دفتر تقسیمات كشوری، تهران، ١٣٧٤ش؛
ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، ١٣٥١ ش؛
سرتیپپور، جهانگیر، نامها و نامدارهای گیلان، رشت، ١٣٧٠ ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٦٥ ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان رودسر، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٧ ش؛
شناسنامۀ شهرهای كشور (١٣٦٤ ش)، استان گیلان، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٥ ش؛
طاهری، ابوالقاسم، جغرافیای تاریخی گیلان، مازندران و آذربایجان (از نظر جهانگردان)، ١٣٤٧ ش؛
فرهنگ آبادیهای كشور (١٣٦٥ ش)، شهرستان رودسر، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٨ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای كشور (رشت)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧١ ش، ج ١٦؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان یكم، سازمان جغرافیایی كشور، تهران، ١٣٢٨ ش؛
كالیكان، ویلیام، مادیها و پارتیها، ترجمۀ گودرز اسعد بختیار، تهران، ١٣٥٠ ش؛
كتاب گیلان، به كوشش ابراهیم اصلاح عربانی، تهران، ١٣٧٤ ش؛
كوچكپور، صادق، نهضت جنگل و اوضاع فرهنگی ـ اجتماعی گیلان و قزوین، رشت، ١٣٦٩ش؛
كیانی، محمدیوسف، معماری ایران (دورۀ اسلامی)، تهران، ١٣٦٨ ش؛
گیرشمن، رمان، هنر ایران (در دوران ماد و هخامنشی)، ترجمۀ عیسى بهنام، تهران، ١٣٦٤ ش؛
مبشری، فریدون و دیگران، ارزیابی وضع موجود و امكانات توسعۀ منابع آب، تهران، ١٣٥١ ش؛
معصومی، غلامرضا، باستانشناسی ایران، تهران، ١٣٥٥ ش؛
مفخم پایان، لطفالله، فرهنگ آبادیهای ایران، تهران، ١٣٣٩ ش؛
یوسفینیا، علیاصغر، تاریخ تنکابن، تهران، ١٣٧٠ ش؛
نیز:
Amlash Art, Berne, ١٩٦٧;
Iranica;
Parrot, A., «Animaux et céramique d’Amlash», Syria, Paris, ١٩٦٣, vol. XL;
Trésors de l’ancien Iran, Geneva, ١٩٦٠.
جعفر اسحاقی تیموری