دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٤ - بالس
بالس
نویسنده (ها) :
بخش جغرافیا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بالِس، شهری کهن در سوریه که به سبب موقعیت خاص نظامی و اقتصادیش پپیش و پس از ظهور اسلام، در حوادث تاریخی منطقه، نقش قابل توجهی داشت. رومیان این شهر را باربالیسوس میخواندند و به بیتبلس نیز شهرت داشت که در منابع رومی و در تاریخ جنگهای ایران و روم از آن یادشده است (مثلاً ﻧﮑ: پروکوپیوس، VII/ ١٥٩، I/ ٣٦٣؛ نیز پاولی، V/ ٢٨٥٤؛ لسترنج، «سرزمینها...»،EI٢, I/ ٩٩٥;
١٠٧).
شهر کهن بالس به فاصلۀ ٢ روز راه از حلب، در ساحل غربی فلات و نخستین شهر شام از سوی عراق، و بزرگترین بندرگاه رودخانهایِ سوریه بوده، و به سبب همین موقعیت، اهمیت بازرگانی خاصی داشته است. جغرافیدانان عصر اسلامی بالس را در اقلیم چهارم قرار میدادند (ابن رسته، ٩٧). در تقسیمات کشوری سدههای نخستین اسلامی نیز آن را در زمرۀ شهرهای «چندقنسرین»، و در سلسلۀ دژهای معروف به «ثغور بینالنهرین» که مرزهای شمالی سوریه را محافظت میکرد، بهشمار آوردهاند؛ گویا سپس هارونالرشید آن را از توابع «چند عواصم» گردانید (ابنحوقل، ١٨٠؛ ابنخردادیه، ٧٥؛ ابن عدیم، ١/ ١١٩؛ لسترنج، «فلسطین...»، ٣٩، ٣٦، ٢٧-٢٦). منحنی جغرافیایی مقدسی (ص ٢٠٤-٢٠٦) و نیز از ویله بر کرانۀ شهرهای لوط تا بالس، بخش عمدهای از فرات بالا تا بصره و آبادان را دربر دارد (نیز ﻧﮑ: ابنفقیه، ٨٩؛ قس: لسترنج، همان، ٤١٧، که از بزرگراههای منشعب از بالس یاد کرده است). با آنکه بالس را مانند دیگر شهرهای غرب فرات در قلمرو سوریه و اولین شهر شام از سی عراق دانستهاند (همان، ٢٧؛ ابنعدیم، ابنحوقل، همانجاها). بعضی آن را در زمرۀ بلاد جزیره نیز قرار داده، و چنانکه گفته شد از ثغور بینالنهرین هم خواندهاند (لسترنج، «سرزمینها»، همانجا، «فلسطین»، ٢٧-٢٦). رود فرات روزگاری متصل به دیوار گرداگرد بالس بوده، ولی بعدها بسیار عقب رفته، دوباره به آن نزدیک شده است (یاقوت، ١/ ٤٧٨؛ ابن عدیم، همانجا). این دیوار که از آثار عصر رویمان بود، ظاهراً در سدۀ ٧ق/ ١٣م ویران شد (همانجا). از مهمترین مناطق اطراف بالس میتوان به منبع و سمیساط اشاره کرد که همه حاصلخیز و ثروتمند بودند. صفین نیز که پیکار معروف میان امام علی(ع) و معاویه در آنجا رخ داد، از توابع مهم بالس بود (ابنحوقل، ١٨٠-١٨١؛ اصطخری، ٢٥؛ ابوعبید، ٢٣٣؛ دمشقی، ٢٠٥).
بالس در نخستین دورۀ فتوحات شامی به دست ابوعبیدۀ جراح به روزگار عمر خطاب به صلح فتح شد و بسیاری از ساکنانش به دیگر شهرهای روم کوچیدند. ابوعبیده پادگانی در آنجا نهاد و گروهی از اعراب بدوی و شامی را همانجا اسکان داد. این شهر پس از فتح به یکی از اردوگاههای نظامی تبدیل شد، چنانکه مسلمة بن عبدالملک نیز در جنگ با رومشرقی آنجا را لشکرگاه خود کرد. همو به درخواست مردم، نهری از فرات به بالس آورد و دیوار شهر را مرمت کرد و استوار گردانید و ظارهاً آنجا را به اقطاع گرفت. پس ازابوعبیده، بالس و روستاهای آن در دست فرزندان او بود، اما سفاح آن را به اقطاع مأمون کرد (بلاذری، ٢٠٥-٢٠٦). در ٢٦٩ق/ ٨٨٢م بالس مورد هجوم لؤلؤ غلام ابنطولون واقع شد (طبری، ٩/ ٦١٤) و آنگاه که معتضد عباسی روی به جنگ با خمارویه بن طولون نهاد، در کنار بالس اردو زد. مورخان آن عصر بالس را شهری کوچک با قلعه و دیوار و حومه وصف کرده، و آوردهاند که بعضی بناهایش چسبیده به فرات است (ابنعدیم، ١/ ١٢٠). درجنگهای سیفالدوله حمدانی با رومیان، بالس از شهرهایی بود که در مسیر تاخت وتازهای دو طرف قرار داشت (انطاکی، ٩٨، ١١٥، ١٢٥) و ظاهراً از همین ایام به تدریج اهمیت تجاری خود را از دست داد (لسترنج، «فلسطین»، ٤١٧). این شهر به سبب موقعیت نظامیش از مناطق مورد مناطعۀ بنی مرادس و فاطمینان و برخی امرای محلی بود و تصرف آنجا میتوانست راه هجوم به روم و ورود به عراق را باز کند (زکار، ٤٦-٤٧؛ انطامی، ٢٢٠، ٤٠٢، ٤١٢، ٤١٨؛ مقریزی، اتعاظ...، ٢/ ١٧٦، ١٨٧، ٣/ ٣١٨).
از بالس در حوادث خطیر قرن ٥ق/ ١١م داستان بساسیری و استیلای سلاحقه بر عراق و نزاعهای امرای شام و عراق بسیار یادشده است (سبط ابن جوزی، ٢٢، ٦٨، ١٣٣، ٢٢٠). از اواخر این قرن بالس مورد نزاع سلاحقۀ وشام و امرای دیگر بود. در ٥٠٢ق در جریان نزاع بین سلطان محمد سلجوقی و برخی امرای عراق، جاوولی سفابالس را از دست کارگزاران ملک رضوان گرفت و دست به قتل و غارت زد (ابناثیر، الکامل، ١٠/ ٤٦٤؛ ابنقلانسی، ١١٤).
در ٥٠٨ق/ ١١١٤م بخش بزرگی از بالس بر اثر زلزله ویران شد (ابناثیر، همان، ١٠/ ٥٠٨). در همین دوران در عرصۀ جنگهای صلیبی، بالس از شهرهایی بود هکه امرای فرنگی و مسلمان بر سر آن نزاعها داشتند و هموران دست به دست میشد و مورد هجومِ و تخریب واقع میگرددی (مثلاً ﻧﮑ: ابن اثیر، التاریخ...، ١٧-١٨؛ ابنعدیم، ٨/ ٣٨٥٨؛ رانسیمان، ١٤٩، ١٣٤، II/ ١١٣). در نیمۀ اول سدۀ ٧ق این شهر مورد هجوم و غارت خوارزمیان واقع شد (مقریزی؛ السلوک، ١(٢)/ ٣٠٢). در همین سده بیشتر ساکنان بالس و اطارف آن را اعراب بنی کلاب و بنی فزاره تشکیل میدادند (ابنعدیم، ١/ ١١٩). سرانجام، تهاجمات گوناگون به بالس بیش از پیش موجب ویرانی آن گردید و به ویژه طاعون سال ٨١٣ق/ ١٤١٠م (ﻧﮑ: مقریزی، همان، ٤(١)/ ١٣٢ را باید از عوامل مهم این ویرانی به شمار آورد.
امروزه ویرانههای شهر کهن بالس نزدیک اسکی کسکنه در سوریه دیده میشود (EI٢, I/ ٩٩٦). در سالهای اخیر به کوشش «مؤسسۀ فرانسوی تحقیقات عربی دمشق» کاوشهای باستانشناسانه در بالس کهن انجام شده، و به اطلاعات مهمی دربارۀ تاریخ پیش و پس از اسلام ایرن شهر به دست آمده است (ﻧﮑ: ریموند، ١٥٩، ﺟﻤ). مختصات معماری اسلامی بالس نیز جالب توجه است (کونل، ٨٢) و کتیبهها و برخی بناهای عصر اسلامی بهویژه دورۀ ایوبیان آن از اهمیت خاصی برخوردار است (برخم، ٣-٢؛ هرتسفلد، ١٢٩-١٢٣، ١١٤).
برخی مورخان از مشهد امام علی(ع) و بعضی مشاهد دیگر در بالس یاد کردهاند (ابن شداد، ١٧٨). در تاریخ فرهنگی منطقه، دانشمندان بسیاری به بالس منسوبند و ظاهراً چند تن از دانشمندان ایرانی مانند محمدبن حسن شیرازی و ابوعوانۀ اسفراینی نیز در بالس ساکن و به آنا منسوب شدند (دربارۀ رجال دیگر، ﻧﮑ: یاقوت، ١/ ٤٧٩؛ ابن عدیم، ١/ ١١٩، ٣/ ١٢٧٩؛ سمعانی، ٢/ ٥٦-٥٧).
آنچه اکنون در سوریه به نام بالس وجود دارد، شهرکی است در جبال حارم در منطقۀ اریحا (طلاس، ٢/ ٢٢٣) که ارتباطی به بالس کهن ندارد.
مآخذ
ابن اثیر، التاریخ الباهر، به کوشش عبدالقادر احمد طلیمات، قاهره، ١٩٦٣م؛
همو، الکامل؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٨م؛
ابنخردادبه، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٩م؛
ابنرسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخویه، لیدن،١٨٩١م؛
ابن شداد، محمد، الاعلاقالخطیرة، به کوشش یحیی زکریا عباره، دمشق،١٩٩١؛
ابن عدیم، عمر، بغیةالطلب فی تاریخ حلب، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٨٨م؛
ابن فقیه، احمد، مختصر کتاب البلدان، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
ابن قلانسی، حمزه، ذیل تاریخ دمشق، بیروت، ١٩٠٨م؛
ابوعبید بکری، عبدالله، المسالک و الممالک، به کوشش وان لون و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک وممالک، ترجمۀ کهن فارسی، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٧ش؛
انطاکی، یحیی، تاریخ، به کوشش عبدالسلام تدمری، طرابلس، ١٩٩٠م؛
بلاذری، احمد، فتوحالبلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
دمشقی، محمد، نخبةالدهر، به کوشش عبدالله مرن، لایپزیک،١٩٢٣م؛
زکار، سهیل، امارة حلب، دمشق، دارالکتاب العربی؛
سبط ابنجوزی، یوسف، مرآةالزمان، به کوشش علی سویم، آنکارا، ١٩٦٨م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباددکن، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م؛
طبری، تاریخ؛
مصطفی، المعجمالجغرافی للقطر العربی السوری، دمشق، ١٩٩٢م؛
مقدسی، احمد، احسن التقاسیم، به کوش محمد مخزوم، بیروت، ١٤٠٨ق؛
مقریزی، احمد، اتعاظ الحنفاء، به کوشش محمد حلمی محمد احمد، قاهره، ١٩٧١؛
همو، السلوک، به کوشش محمد مصطفی زیاده، قاهره، ١٩٥٧م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Berchem, Max van, «Arabische Inscheriften», Archaologische Reise im Euphrat –und Tigris- gebiet, Berlin,. ١٩١١;
vol. I;
EI٢. Harzfeld, E., «Zur Routenkarte», Archologische Reise im Euphrat –und Tigris- gebiet, Berlin,. ١٩١١;
vol. I;
kuhnel, E., Islamic art and Architecture, tr. K. Watson, New York, ١٩٦٦;
le strang, G., The lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
id, Palestine Under The Moslems, Boston, ١٨٩٠;
Pauly;
Procopius, History of the Wars, tr. H. B. Dewing, London, ١٩٥٤;
Raymond, A. and J. L. Paillet, Bālis, II. Damascus, ١٩٩٥;
Runciman, S., A History of the Crusades, Cambridge, ١٩٥٢.
بخش جغرافیا