مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦٨ - معنی قضا و قدر
اول. از این راه که مجموع موجودات جهان که یک واحد متلائم الاجزاء میباشد موجود و ضروری الوجود و مستند به واجب الوجود است.
متصور است و هیچ صاحب مکتبی نتوانسته است آن را حل کند حل شده است.
به هر حال معتزله که منکر عمومیت قضای الهی میباشند برای اینکه آیات و روایاتی را که در زمینه عمومیت قضای الهی آمده است بتوانند توجیه کنند میگویند:
یکی از معانی قضای الهی «اعلام» است و قضای عامّ الهی به معنی اعلام عامّ الهی است نه به معنی خلق و ایجاد، و نه به معنی الزام و ایجاب.
حکما و فلاسفه اسلامی قضای الهی را به گونهای تفسیر میکنند. آنها اولًا قضای الهی را فعل الهی میدانند، و ثانیاً آن را عبارت از نوعی وجود علمی اشیاء در مرتبهای از مراتب وجود میدانند، و ثالثاً آن را عام و شامل همه چیز میدانند. معمولًا در تعریف «قضای الهی» میگویند:
القضاء عبارة عن وجود جمیع الموجودات فی العالم العقلی و مجتمعة و مجملة علی سبیل الابداع « (*)».
قضای الهی عبارت است از وجود جمیع اشیاء به نحو بسیط در عالم عقل.
عالم عقل اولًا مخلوق باری تعالی است ولی به نحو ابداع نه به نحو تکوین، ثانیاً نسبت آن عالم با عالم تکوین نسبت علت به معلول است، و ثالثاً هیچ حادثهای نیست مگر آنکه در آن عالم، وجود علمی و عقلی دارد و وجود عینی آن ناشی از همان وجود است. حکمای اسلامی آیه کریمه «و ان من شیء الّا عندنا خزائنه و ما ننزّله الّا بقدر معلوم» « (**)» (هر چیزی ریشه و مخزنی بلکه مخازنی دارد و از آن مخازن بدین جهان فرود میآید) را اشاره به عالم قضاء میدانند؛ و همچنین آیه کریمه «و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الّا هو و یعلم ما فی البرّ و البحر و ما تسقط من ورقة الّا یعلمها و لا حبّة فی ظلمات الارض و لا رطب و لا یابس الّا فی کتاب مبین» « (***)» که اشاره میکند به حقایقی
______________________________
(*) شرح اشارات چاپ جدید، ج ٣/ ص ٣١٧، و اسفار چاپ قدیم، ج ٣/ ص ١١٧، و مجموعه رسائل صدر المتألّهین چاپ سنگی، ص ١٤٩.
(**) حجر/ ٢١.
(***) انعام/ ٥٩.