مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٠ - نکته ٢
پاسخ
بحث گذشته ما بر بطلان فرضیهها یا نظریههای گذشته مبتنی و استوار نیست و سر و کار ما تنها با واحدهایی است که در واقعیت خارج موجود میشوند. اتصالی که ما در میان اشیاء خارجیه یا در میان صفات آنها اثبات مینماییم نه در میان دو تا اتم یا
متکلمین وارد کردهاند.
این بود نظریاتی که میان دانشمندان قدیم درباره جسم وجود داشت. نظریه ذیمقراطیس و همچنین نظریه متکلمین تدریجا صورت یک نظریه منسوخ را به خود گرفت و طرفدارانی نداشت و در کتب فلسفه به عنوان نقل تاریخی فلسفی و برای رد کردن نقل میشد ولی در حدود یک قرن پیش کشفیاتی رخ داد که مخصوصاً نظریه ذیمقراطیس احیا شد؛ ثابت شد که اجرام و اجسام محسوس از مجموعهای از ذرات تشکیل یافتهاند.
قبلًا گفتیم که ذیمقراطیس از نظر توضیح حقیقت و ماهیت جسم با جمهور حکما اختلاف نظری نداشت. از نظر او نیز جسم عبارت است از جوهری که در ذات خود قابل ابعاد سه گانه است. اختلاف نظر او با سایر حکما از دو نظر بود یکی علمی و دیگری فلسفی. از نظر علمی او معتقد بود که آنچه به چشم میآید واحد واقعی جسم نیست بلکه مجموعهای از اجسام است. تحقیقات علمی جدید به طور قطعی ثابت کرد که از این نظر حق با ذیمقراطیس است. اختلاف نظر دیگرش که فلسفی بود درباره امکان و عدم امکان انقسام واحد واقعی جسم بود. از نظر ذیمقراطیس واحد واقعی جسم که همان ذرات است ممتنع الانقسام است ولی از نظر سایر فلاسفه واحد واقعی جسم دارای هر اندازه و هر مقدار باشد همواره قابلیت انقسام دارد. فلاسفه برهان خاصی برای اثبات این مدعای خود اقامه میکردند که اکنون مجال بحث از آن نیست.
در تحول علمی جدید ابتدا نظریه فلسفی ذیمقراطیس درباره ممتنع الانقسام بودن ذرّات تأیید میشد و لهذا آن ذرات «اتم» یعنی شکستناپذیر نامیده شد ولی بعداً ثابت شد که ذرات شکستناپذیر نیست بلکه ثابت شد هر یک از اتمها منظومهای را