مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤٠ - نکته ٢
پنجم «فاعل»: اثبات علت فاعلی در مقاله ٩ گذشت و با تذکر بحثی که در آنجا کردیم که جهت پذیرش (قابلیت) هیچگاه عین جهت کنش (فاعلیت) نمیشود نظریه زیرین روشن میشود:
«هرگز محرّک عین متحرک نمیشود.»
ششم (زمان): آن- چنانکه در بحث زمان گذشت- تابع و از لوازم حرکت است.
توضیح ٢
چندی است که موضوع «جهش» به زبان دانشمندان افتاده و با اینکه این نام را با اهمیت ویژهای میبرند در تفسیر آن جانب این اهمیت را مراعات نکرده و در بحثهای متفرقه که پای «جهش» به میان میآید در هر موردی با تعریف نسبتا محلّی به تعبیرش پرداختهاند، و آنچه روی هم رفته از بیانات متفرقهشان درمیآید «جهش» به «پیدایش ناگهانی یک پدیده» گفته میشود چنانکه طبیعت با فعالیت خود تدریجا حوادثی را در دنبال همدیگر میزاید و گاهی تدریج نامبرده یکباره به هم شکسته و به طور ناگهانی پدیدهای خود نمایی کرده و حرکت را به یک مجرای تازهای میاندازد مانند اینکه طبیعت در حرکت و فعالیت خود از یک مجرا جهیده و به مجرای دیگری میافتد.
مثلًا آب به واسطه ورود حرارت شروع به گرم شدن نموده و تدریجا سطح حرارتش بالا رفته به حرکت اشتدادی خود ادامه میدهد ولی همینکه درجه حرارت به ١٠٠ رسید ناگهان سیر تدریجی حرارت را به هم زده تبدیل به بخار میشود یعنی «حرکت کمّی» تبدیل به «حرکت کیفی» میگردد.
مثال دیگر: سال ... میلادی در آفریقا در میان یک رمه گوسفند که به حال عادی میزیستند ناگهان و بیسابقه پشم یکی از گوسفندان تبدیل به پشم نغز و ابریشم آسای «مرینوس» شده پس از آن در اثر بچهگیری و توارث، گوسفند مرینوس بسیاری به وجود آمد.
البته مفهوم «ناگهانی» مشخصات و خصوصیاتی دارد:
الف. موجود ناگهانی به حسب عادت، پیش بینی نشده و وقوعش به ملاحظه سابقهاش مترقّب نمیباشد یعنی حرکات قبلی طبیعت با نظامی از تدریج که پیش میرود منتهی به آن نمیگردد و از این روی گفته شده که «در جهش، حرکت تبدیل میشود».
ب. و علاوه خود حادثه ناگهانی معلول یک سلسله حرکتهای سریع مندمج