مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٤ - نکته ٢
جرعه آب، و مانند یک ناهار، یک خانه، یک شهر، یک کشور و ... در حالی که به نظر فلسفی هیچگاه هیچکدام از اینها را که هر یک دارای واحدهای بسیاری هستند نمیشود یک واحد شمرد و نه دارای یک ضرورت دانست و نه استناد به یک علت داد.
بنا بر فرض اول، این نظام قابل توجیه نیست زیرا اگر معلول خاصی را در نظر بگیریم و بخواهیم بدانیم چرا این شئ ضرورت یافته و موجود شده، ممکن است ابتدا اینطور فرض کنیم که علتش موجود و ضروری بوده و با فرض وجود علت، وجود این شئ ضروری و غیر قابل تخلف بوده؛ ولی دو مرتبه سؤالی برای ما پیدا میشود که چرا علت وی وجود پیدا کرده یعنی چرا معلول مورد نظر از راه معدوم بودن علتش معدوم نشده؟ باز ممکن است بگوییم که چون علت این علت موجود بوده و با فرض وجود علت این علت وجود این علت نیز ضروری و غیر قابل انفکاک بوده.
برای مرتبه سوم این سؤال پیش میآید که چرا معلول مورد نظر ما از راه انعدام علت علتش معدوم نشده؟ و البته نظیر جوابهای بالا جوابی خواهد داشت، ولی اگر از عقل بپرسیم که چرا معلول مورد نظر از راه انعدام تمام این سلسله غیر متناهی معدوم نشده و چرا عدم محض به جای این سلسله در کار نیست، در این صورت برای عقل پاسخی باقی نمیماند. به عبارت دیگر معلول مورد نظر ما هنگامی وجود پیدا میکند که ضرورت داشته باشد و هنگامی ضرورت وجود پیدا میکند که جمیع امکانات عدم وی از بین رفته باشد. از جمله امکانات عدم وی عبارت است از عدم وی به واسطه معدوم بودن تمام این سلسله. البته اگر این سلسله از ضرورت ذاتی و ضرورت غیری تألیف یافته باشد عدم این سلسله محال است؛ یعنی معلول مورد نظر ما از راه انعدام تمام سلسله، امکان عدم ندارد زیرا عدم این سلسله مستلزم عدم واقعیتی است که ضروری بالذات و ممتنع العدم بالذات است و آن واقعیت هیچ گونه امکان عدم ندارد و چون آن واقعیت موجود است لازمه وجود و ضرورت وجود وی وجود و ضرورت تمام آحاد سلسله با ترتیب و نظام معین است؛ و اما اگر فرض کنیم این سلسله از ضرورتهای بالغیر غیرمتناهی تألیف یافته باشد عدم این سلسله از راه انعدام جمیع آحاد این سلسله محال نیست، پس ضمنا عدم معلول مورد نظر ما نیز محال نیست، پس آن معلول نیز ضرورت نیافته، پس نمیتواند موجود باشد.
به تعبیر دیگر: نظام موجودات، نظامی محقق است و چون محقق است ضروری