مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥ - نکته ٢
تحول (درست دقت شود) ندارند، پس این گونه پدیدههای نفسانی نیز مادی نخواهند بود.
و نیز این سخن را در مورد یک دسته دیگر از ادراکات (مدرکات کلیه عقلیه به اصطلاح فلسفه) نیز میتوان اجرا کرد، زیرا معانی که با یک سلسله اوصاف و خواصی مقارنند که در ماده، ممتنع الوقوع هستند اگر چه در عین حال به ماده به نحوی انطباق دارند (مانند مفهوم انسان کلی که به هر انسان خارجی صادق است؛ با اینهمه در ماده، انسانی که به هر انسان قابل تطبیق باشد نداریم زیرا هر انسان که در خارج میباشد شخصی است که به غیر خود قابل تطبیق نیست).
اتفاق همه علما حتی علمای حسی است که در ادراک کمیات متصله، ذهن بدون دخالت و فعالیت نیست.
ب. منشأ اصلی تصور خط و سطح و دایره و غیره را چه عقل بدانیم و چه حس (نزاع بالا) شکی نیست که این امور با خواص و کیفیاتی که ما ادراک میکنیم در طبیعت مادی وجود ندارد ولی البته نه از این جهت که راسیونالیستهای اروپا میگفتند که خط و سطح مثلًا یک بعدی و دو بعدی هستند و آنچه در طبیعت وجود دارد جسم سه بعدی است، بلکه از جهت اینکه آنچه در طبیعت مادی وجود دارد (اعم از ماده مغزی و ماده خارجی) منقسم و دارای اجزاء و مفاصل است و این امور در ظرف ادراک ما صاف و یکپارچه و یکنواخت وجود دارند؛ مثلًا ما فصل مشترک دو سطح مکعب را به صورت خط، و حدّ فاصل یک جسم را از فضای خارج به صورت سطح و رسم حاصل از حرکت پایه پرگار را به صورت دایره ادراک میکنیم و حال آنکه از روی قرائن قطعی علمی میدانیم که در فضای مادی، خط و سطح و دایره با این کیفیت وجود ندارد، بلکه درباره دایره میتوان گفت اصلًا در طبیعت وجود ندارد، پس این امور با این خواص معینی که در ذهن ما دارند مادی نیستند و ذهن آنها را در فضای دیگری که «فضای ذهن» یا «فضای هندسی» میتوان نامید و با فضای مادی متفاوت است، رسم میکند.
ما در مسائل هندسی در ذهن خود خطوط و اشکالی رسم میکنیم و بر روی آنها احکام ثابت قطعی صادر میکنیم؛ مثلا در ذهن خود دایره یا مثلث رسم میکنیم و ذهن ما احکام مخصوص دوایر و مثلثات را با کمال قطعیت و یقین صادر میکند (ریاضیات قطعیترین علوم به شمار آمده) و حال آنکه در طبیعت مادی، این احکام بلاموضوع هستند.