مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٨ - نکته ٢
مثلًا در مورد همان مثال سابق، مفهوم «انسان غذا میخورد» این است که ما مجموعهای از خواص، و با زبانی روشنتر انبوهی از حرکات را که در واقع یکنواخت هستند وضع کرده و از روی قرار داد «انسان» نامیدیم و پس از آن مجموعه
مینامیم. اگر به اصطلاح درباره هر یک از اینها با «ماهو؟» سؤال شود جواب این است: «انبوهی از ذرات با فلان نظم و فلان مکانیسم».
این نظریه سابقه زیادی دارد. ذیمقراطیس و استادش لوسیبوس که اجسام را مرکب از یک عدّه ذرّات میدانستند و همچنین اپیکور (( که در این جهت پیرو ذیمقراطیس بود نظرشان درباره موجودات، از عنصر بسیط گرفته تا مرکبات، عیناً همین بوده است. ذیمقراطیس میگوید:
«تنها چیزهایی که صحت و حقیقت دارد ذرّات است و خلأ.»
بوعلی در طبیعیات شفا در مواضع مختلف به تناسبهای مختلف نظریه ذیمقراطیس را نقل کرده است. علمای امروز نیز با صراحت بیشتری گفته او را در این زمینه نقل کردهاند. یعنی نظریه ذیمقراطیس تنها متوجه این جهت نیست که اجسام محسوسه آنچنانکه به نظر میآیند متصل و پیوسته نمیباشند، متوجه نفی اختلافات ماهوی و ذاتی اشیاء نیز هست. علمای جدید از قرن نوزدهم به بعد که اتمیسم را تأیید کردند نظریه ذیمقراطیس را از هر دو جنبه تأیید نمودند، هم از این جهت که جسم محسوس مجموعهای است از ذرّات، و هم از این جهت که اختلافات اشیاء سطحی است و وابسته به نظم و تألیف و ترکیب ذرّات است.
البته نظریه انکار اختلافات ذاتی و ماهوی اشیاء دائر مدار نظریه اتمیسم از یک طرف و ناپیوستگی اجزاء جسم از طرف دیگر نمیباشد. ممکن است کسی طرفدار نظریه اتصال و پیوستگی اجسام باشد در عین حال منکر اختلافات ذاتی و ماهوی و نوعی اشیاء باشد. بوعلی به نقل از ارسطو شخصی را به نام انطیقون از قدمای یونانیان نام میبرد که در عین اینکه طرفدار نظریه اتمیسم نبوده است منکر اختلافات ماهوی و ذاتی بوده است؛ همچنانکه طرفداری از اتمیسم لزوما مساوی انکار اختلافات ذاتی و ماهوی اشیاء نیست چنانکه بعداً خواهیم گفت.
در قرون جدید قبل از آنکه نظریه اتمیسم پیدا شود نظریه انکار اختلافات ذاتی