مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥٠ - نکته ٢
دو انسان پیر و جوان، دو ساختمان کهن و نو، دو رسم دیرین و تازه [١] با هم بسنجیم آن را که زمان بیشتری پیموده «قدیم» و دیگری که زمانش کمتر است «حادث» [٢] مینامیم.
و با تحلیل روشن میشود که ما کاری که در این تشبیه انجام میدهیم این است که زمانی را که به هر یک از این دو موجود گنجایش میدهد گرفته و هر یک از آنها را به آن تطبیق مینماییم و در نتیجه این تطبیق همه زمان نامبرده به موجود قدیم اشغال میشود (مانند هفتاد سال مثلًا که عمر انسان پیر است) در حالی که زمان نامبرده با تطبیق موجود حادث، به دو جزء تهی و پر منقسم میشود که جزء تهی مقدم بر جزء پر و اشغال شده اوست مانند هفتاد سال مفروض که سی و پنج سال دومش با عمر انسان جوان اشغال شده و نیمه اولش خالی است. و از این تحلیل نتیجه میگیریم که:
«حدوث» مسبوق بودن وجود چیزی به عدم زمانی و «قدم» عدم مسبوقیت به عدم زمانی میباشد.
و چون چنانکه در مقاله ٧ بیان کردیم ما عدم هر چیزی را از وجود چیزهای دیگر انتزاع میکنیم میتوان نتیجه نامبرده را چنین تعبیر کرد:
«حدوث» مسبوقیت زمانی اوست به چیز دیگر و «قدم» عدم مسبوقیت زمانی اوست به چیز دیگر.
توسعه مفهوم حدوث و قدم
البته پس از آنکه مفهوم حدوث و قدم به همان مسبوقیت و عدم مسبوقیت برگشت- و سبق و لحوق (تقدم و تأخر- پیشی و پسی) چنانکه بیان شد اقسامی دارد- حدوث و قدم نیز طبق انقسامات تقدم و تأخر انقسامات پذیرفته و اقسام پیدا خواهند کرد که مهمترین آنها از نظر بحث فلسفی «حدوث علّی» و «حدوث زمانی» میباشد.
در سلسله حوادث مادی هر حادثهای که معلول علت تامّه خود میباشد نسبت به علت تامّه خود حدوث علّی داشته و علت نامبرده نسبت به آن، قدیم علّی (نه
[١] این تعبیر حتی در مورد کهن و نوی که در دو زمان وجود دارند نیز به کار میرود. پس معلوم میشود ملاک چیز دیگر است (استاد شهید).[٢] بلکه جدید یا حدیث (استاد شهید).