مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧ - نکته ٢
چنانکه مشروحا گفته شد حقیقت نسبی به این معنی که به معنای حقیقت احتمالی است، در برخی از علوم قابل قبول است.
ج. نظریه نسبی که در بالا بیان شد مربوط به نسبیت حقایق ذهنی بود و این مسأله است که در فلسفه طرح میشود. برخی از دانشمندان فیزیک و ریاضی، واقعیتها و پدیدههای فیزیکی را نسبی میدانند و البته این نسبیت فیزیکی ربطی به نسبیت فلسفی که در بالا بیان شد ندارد.
[ عقاید و آراء ]
حالا خوب است به بیان مختصری از سیر عقاید و آراء از دوره یونان باستان تا عصر حاضر در این مسأله بپردازیم و البته نظری به عقاید فلاسفه هند و چین که مقارن با دوره یونانیان قدیم افکاری شبیه به افکار آنها داشتهاند نداریم.
پیدایش سوفیسم در یونان
در حدود قرن پنجم قبل از میلاد در یونان قدیم که در آن وقت دارای تمدنی عالی بود و فلاسفه و دانشمندان بزرگی در آن سرزمین ظهور کرده بودند و مکاتب فلسفی گوناگونی را به وجود آورده بودند، به واسطه حوادث چندی- که از آن جمله است بروز عقاید و آراء گوناگون و متضاد در مسائل فلسفی و پیدایش نظریههای مختلف درباره توجیه جهان- عدهای از دانشمندان یکباره حیرت زده شدند و تمام ادراکات و آراء عقاید بشری حتی بدیهیات اولیه را باطل و خیال محض دانستند و هیچ ارزشی برای هیچ فکر و هیچ ادراکی قائل نشده جهان معلومات را هیچ در هیچ دانستند و به این ترتیب مکتب سفسطه (سوفیسم) پدید آمد.
ولی در مقابل این عده، سقراطیون و بالاخص ارسطو قیام کردند، راههای مغلطه آنان را باز و ارزش معلومات را تثبیت نمودند و ثابت کردند که جهان معلومات هیچ در هیچ نیست و انسان نیرویی دارد که میتواند اشیاء را آنطور که در واقع و نفس الامر هستند در یابد و اگر انسان فکر خود را راست و درست راه ببرد میتواند به ادراک واقع و نفس الامر نائل شود.