مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٦ - نکته ٢
و در این میان ماده نیز که متعلّق فعل است اعتبارا به صفت وجوب و لزوم متصف شده.
بنا بر این همینکه انسان قوای فعاله خود را به کار انداخت عده زیادی از این نسبت (باید) را در غیر مورد حقیقی خودش گذاشته و همچنین به چیزهای بسیاری
برای توضیح مطلب میتوان دو نوع فعالیتی که در انسان دیده میشود مورد مطالعه قرار داد. انسان هر چند هر فعالیتی را برای آرزویی و رسیدن به یک لذتی و ارضای یک تمایلی انجام میدهد ولی در بعضی از افعال مستقیماً خود فعل را نمیخواهد یعنی خود فعل لذت بخش نیست بلکه بسا هست مقرون به رنج است ولکن آن فعل، انسان را به یک مقصود نهایی نزدیک میکند از قبیل شخم زدن زمین و دانه پاشیدن و درو کردن و خرمن کردن و ... که یک نفر کشاورز برای یک مقصود اصلی و نهایی انجام میدهد. در این گونه افعال چون خودشان مطلوب و مقصود نیستند و تمایلات انسان را به سوی خود جذب نمیکنند لازم است که انسان فایده طبیعی اینها را بداند و قوانین و قواعد صحیح این کارها را بداند تا آنها را طوری انجام دهد که به نتیجه مطلوب یعنی به چیزی که مستقیماً آسایش و آرامش خاطر انسان را فراهم میکند و یک تمایلی را خشنود میسازد برسد. در این گونه کارها راهنمای انسان فقط فکر و اندیشه است و لهذا باید از طریق تجربه و تعقل و تعلیم و تعلم به دست آید. این گونه فعالیتها را میتوان «فعالیت تدبیری» اصطلاح کرد.
یک قسم فعالیتهای دیگر است که انسان خود فعل را میخواهد یعنی خود فعل مستقیماً لذت بخش و ارضاء کننده یکی از تمایلات است از قبیل تغذی و اعمال جنسی حیوانات.
این گونه افعال خودشان مطلوب و مقصود حیواناند و تمایلات حیوان را به سوی خود جذب میکنند یعنی احساس هر یک از این افعال به واسطه ملایمتی که با طبع حیوان دارد هیجانی در وی ایجاد و او را به عمل وادار میکند نظیر هیجانی که خود به خود از دیدن یک منظره زیبا یا شنیدن یک آواز خوش و یا استشمام یک بوی مطبوع در انسان پیدا میشود که به صرف روبرو شدن و انعکاس ذهنی این امور، جذب و انجذاب پیدا میشود. این گونه افعال غایات طبیعی مهمی دارد و طبیعت عینی خارجی انسان است که برای بقا و کمال فرد یا نوع، این تمایلات را به وجود