مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٥ - نکته ٢
دهان را به کار میاندازیم ... پس در حقیقت، فعل خود را تبدیل به غایت (شکل کامل وجود خودمان) مینماییم و از این راه، حقیقت غایت عبارت است از «صورت کاملتر وجود هر چیزی که در راه تکامل افتاده و صورت ناقصتر موجود خود را تبدیل به وی نماید».
(٣). علت غائی و علت فاعلی.[٤]. اصل تنظیم کننده.
غایت و شعور و ادراک
منکرین اصل غائیت ادلّهای برای مدعای خود آوردهاند از جمله اینکه: همان طوری که در طبیعت برای حیات و صحت و کمال، نظامی هست برای نقص و فساد و موت نیز نظامی معین است و اگر نظام و انتظام دلیل بر این است که طبیعت هدف دارد میبایست در مورد این امور نیز هدف داشته باشد و حال آنکه معنی ندارد که طبیعت، فنا و زوال و فساد و بالاخره عدم را هدف قرار دهد؛ و از جمله اینکه: در طبیعت بی نظمیهایی احیاناً مشاهده میشود که با هدفگیری طبیعت ناسازگار است؛ و از جمله اینکه: طبیعت در برخی موارد و اثر مختلف و متناقض از خود نشان میدهد که با هدف داری وی ناسازگار است؛ و عمده دلیلی که منکرین غائیت آوردهاند این است که: غائیت و هدفداری از خواص معینه شعور و ادراک و اطلاع است و در موجودی که فاقد شعور و اطلاع است توجه به هدف معنا ندارد، و چون طبیعت بی جان فاقد شعور است پس فاقد غایت است، پس تمام هدفها و غایاتی که از انتظام طبیعت پیدا میشود به حسب تصادف و اتفاق است.
این اشکال همان شبهه ابتدائی است که به ذهن همه کس میرسد و فلاسفه منکرین غایت از دو هزار سال پیش این اشکال را با سایر اشکالاتی که در بالا اشاره شد در کتب خود ذکر کردهاند.
اکنون ما باید در مورد افعال غائی موجودات ذی شعور که غائی بودن آنها مورد اتفاق همه است سبر و تقسیمی به عمل آوریم تا بلکه بتوانیم مناط حقیقی غائیت را به دست آوریم و بفهمیم که شعور و اطلاع از غایت در مناط غائیت دخالت دارد یا ندارد.