مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٩ - نکته ٢
نمیخورد. البته اشتهای خوردن به صورت «احساس» در مغز وی جایگزین شده و سپس نام «اراده و مراد و مرید» (خواست، خواسته، خواهان) به وی داده و با آزمایش، خوردنی را تمیز داده و گاهی هم میفهمد که مادهای که در دست دارد
تمایلی در وجودش نمیبود محال بود که ارادهاش برانگیخته شود و فعلی صورت بگیرد.
علیهذا در هر فعلی از افعال ارادی، ارضای تمایلی منظور است و غایتی که هیچ فعل ارادی خالی از آن نیست (چه در حیوان و چه در انسان) و حیوان مستشعر به آن است و او را میجوید همانا ارضای تمایلی از تمایلات است.
پس همان طوری که حیوان به فعل خود آگاه است به غایت نفسانی فعل خود نیز آگاه است و علم حیوان به غایت فعل خود نیز از قبیل علم وی به اشیاء خارجی نیست یعنی «حصولی انفعالی» نیست بلکه «حضوری» است مثل سایر امور نفسانی که در مقاله ٥ گذشت.
این دو علم و ادراک که تا کنون گفته شد (ادراک فعل و ادراک غایت نفسانی فعل) خواه ناخواه در هر فعل ارادی موجود است و این دو ادراک حیوان چون مربوط به چیزهایی است که خارج از وجود خودش نیست، از نظر توجیه علمی و فلسفی چندان اشکالی ندارد. حالا ببینیم آگاهیها و اطلاعات حیوان از اموری که خارج از وجود وی است چگونه و به چه وسیله است؟
این قسمت نیز تا آنجا که از راه حس و تجربه و فکر قابل توجیه است چندان اشکالی ندارد، مانند آگاهیهای انسان از طبیعت و قوانین طبیعت. انسان در آغاز امر نه طبیعت را میشناسد و نه به قوانین آن آگاهی دارد، به تدریج در اثر برخورد با طبیعت عینی آن را میشناسد و قوانینش را به دست میآورد و در عمل از آنها استفاده میکند.
مشکل در یک سلسله حرکات و اعمالی است که از حیوانات دیگر سر میزند که اصطلاحاً «حرکات غریزی» خوانده میشود مانند اعمال شگفت انگیز مورچگان و زنبور عسل و لانه ساختن و بچه بزرگ کردن و مهاجرتهای تابستانی و زمستانی پرندگان و هزارها کارهای دیگر از هزارها حیوان دیگر که در کتب حیوان شناسی مسطور است. در قرون جدیده دانشمندان مطالعات ارجمندی در زمینه غرایز