مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤ - نکته ٢
٣. هر حقیقتی که فرض شود، یک فرضیه قابل تغییر است که تحت حکومت تحول و تکامل عمومی روزی جای خود را به فرضیه دیگری بهتر از خود خواهد داد،
صحیح معرفی میکنند، بلکه مدعی هستند یگانه متد و اسلوب صحیح تفکر همان اسلوب منطق دیالکتیک است و مهمترین اساس اسلوب منطق دیالکتیک اصل تکامل حقیقت (تغییر تکاملی مفهومات) است.
طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک طرز تفکر مادیین قبل از مارکس و انگلس را که بر این اساس نبوده متافیزیکی (یعنی واقعا غلط) میدانند.
این دانشمندان، تکامل حقیقت را از راههای مختلف اثبات میکنند. اینک بیان آن راهها:
راه اول: فکر، خاصیت مخصوص ماده مغز است و بنابراین جزئی از طبیعت است. تمام اجزاء طبیعت در تحت تأثیر عوامل مختلف دائماً تغییر میکنند و نمیتوانند یک «آن» ساکن و یکسان و بیحرکت بمانند، پس مغز نیز با همه محتویات خود (افکار و ادراکات) در تغییر است و نمیتواند ساکن و بیحرکت بماند.
طبیعت همواره در تغییرات خود تکامل پیدا میکند، پس مفاهیم ذهنی نیز که در ماده مغز جایگزین هستند در تکامل هستند.
پاسخ: ما در مقاله ٣ روشن کردیم که ادراکات، خواص عمومی ماده و از آن جمله خاصیت تغییر را ندارند و با آنکه مغز با جمیع محتویات خود در طول عمر یک نفر چندین بار عوض میشود ممکن است افکار شخص در تمام این مدت ثابت و پا بر جا باقی بمانند و این خود دلیل است که افکار در ماده جایگزین نیستند.
در اینجا اضافه میکنیم اگر فرضاً افکار در ماده مغز جایگزین باشند و به همراه سایر اجزاء طبیعت سیر استکمالی داشته باشند این نوع از تکامل افکار را نمیتوان جزء قوانین مخصوص «منطق» و «متد تفکر» به شمار آورد، زیرا بدیهی است این تغییر و تبدل، قانون جبری و ضروری طبیعت است و اگر فکر از خواص مغز و جزء طبیعت باشد جبراً تغییر خواهد کرد و در این خاصیت، افکار و ادراکات همه انسانها بلکه همه حیوانها مساوی خواهند بود و قهراً مفاهیم ذهنی همه انسانها، خواه مادی باشند و خواه الهی، دارای تغییر تکاملی خواهند بود. مادیین نمیتوانند این خاصیت را تنها طرز تفکر مخصوص خود بدانند و به عنوان اسلوب و متد خاص منطق خود به شمار