مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٧ - نکته ٢
به هر حال قوای فعاله ما احساساتی درونی در ما ایجاد میکنند، ما انجام دادن افعال قوای خود را دوست داشته و میخواهیم و حوادث و وارداتی که با قوای ما ناجورند دشمن داشته و نمیخواهیم یا در مورد آنها افعال مقابل آنها را دوست داشته و میخواهیم.
هنوز هم دانشمندانی که در مقام طبقه بندی و درجه بندی علوم بر آمدهاند در درجه اول همین طبقه بندی مزبور را که در موجودات است ملاک درجه بندی و تقسیم علوم قرار دادهاند و البته این طبقه بندی موجودات ناظر به این جهت نیست که این اختلافات از چه نقطه آغاز شده و آیا از اول چنین بوده یا بعد پیدا شده و اگر بعد پیدا شده به چه ترتیب بوده؟ و همچنین ناظر به این جهت نیست که مبنای این اختلافات چیست؟ آیا ماده بیجان یگانه عامل اصلی این اختلافات است یا چیز دیگری هم در کار است؟
این طبقه بندی فقط وضع فعلی موجودات را در طرز فعالیت نمایان میسازد. فرق بین فعالیت فیزیکی جمادات و فعالیت حیاتی نباتات از یکدیگر و همچنین فرق ایندو با فعالیت حیوانی چندان دشوار نیست، آنچه نیازمند به تأمل است طرز فعالیت ارادی حیوان است که مستلزم یک سلسله اندیشه و ادراکات است که باید در مقدمه آن افعال واقع شود و اینک به شرح آن میپردازیم.
حیوان چون با اراده و اندیشه کارهایی میکند ناچار همان طور که به اراده و اندیشه خود آگاهی دارد، به حرکتی که ناشی از اراده و اندیشه است آگاهی دارد. ولی در اینجا یک سؤال مهم فلسفی پیش میآید و آن اینکه آیا آگاهی حیوان به فعل خود مانند آگاهی وی است به اشیاء خارجی یا به نحو دیگری است؟ و اگر مانند آگاهی وی است به سایر اشیاء، لازم است که اول حرکت ارادی بدون اطلاع حیوان صادر شود سپس حیوان از راه یکی از حواس خود به آن آگاه شود! و حال آنکه این خلاف ضرورت است مخصوصاً از آن جهت که انسان هم در این جهت شریک است و هر کسی خود را میتواند مورد مطالعه قرار دهد. ما از حال خودمان میدانیم که قبل از فعل ارادی و لااقل در حین وقوع آن از وجودش آگاهیم. پس ناچار علم حیوان به حرکات ارادی خود از قبیل علم وی به اشیاء خارجی نیست و به اصطلاح فلسفی «علم حصولی انفعالی» نیست بلکه طوری دیگر است یعنی به طور علم حضوری است و این مسأله از فروع یکی از مهمترین مسائل فلسفی در باب «علم و معلوم»