مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩ - نکته ٢
پر واضح است که همه این تعریفها و تفسیرها به منزله سپر انداختن در برابر اشکالات ایده آلیستها و سوفسطائیان و یک سلسله اشکالات دیگر است که بعضی از آنها را در ضمن گفتار فلیسین شاله و ویلیام جمس نقل کردیم.
نزاع فلسفه و سفسطه یا رئالیسم و ایده آلیسم نزاع لفظی و اصطلاحی نیست که ما بتوانیم با تغییر دادن اصطلاح از محذور ایده آلیسم رهایی پیدا کنیم. آیا سوفسطائیان غیر از اینکه خاصیت مطابقت با واقع را از ادراکات نفی میکنند حرف دیگری دارند؟ آیا میتوان مقیاس افکار علمی و فلسفی را از اوهام سفسطی توافق همه اذهان در یک زمان و عدم توافق آنها یا مفید بودن و مفید نبودن یا مواجهه حس با خارج و عدم مواجهه آن قرار داد؟ آیا این نحو اظهار نظرها در تفسیر حقیقت مستلزم نفی ارزش معلومات و غوطهور شدن در ایده آلیسم یا سپتی سیسم نیست؟ آشنایان به منطق و فلسفه اسلامی میدانند که اشکالاتی که فلیسین شاله و ویلیام جمس در ضمن گفتار خود به مطابقت افکار با واقع وارد کردند حل شده است و چندان قابل توجه نیست.
علیهذا برای یک فیلسوف رئالیست که از اصول ایده آلیستی احتراز دارد و میخواهد با یک روش واقعبینی سلوک نماید چارهای نیست جز آنکه حقیقت را همانطور که قدما تفسیر کردهاند تفسیر کند و «مناط صدق» را همان چیزی بداند که قدما میدانستند.
این سلسله مقالات که عهدهدار بیان روش رئالیسم است به هیچیک از معانی و تفسیراتی که اخیراً برای حقیقت یا صدق نمودهاند و دانسته یا ندانسته به سوی سوفیسم و ایده آلیسم گام برداشتهاند نظری ندارد بلکه همان معنایی را که قاطبه دانشمندان قدیم و بیشتر دانشمندان جدید منظور داشتهاند در نظر گرفته است.
در فلسفه قدیم و جدید مباحث زیادی مربوط به «حقیقت» به این معنی که تعریف کردیم مطرح میشود و البته ما در این مقاله نمیتوانیم وارد تمام مباحث مربوط به این مطلب بشویم، فقط قسمتی از آن مباحث را به طور اختصار بیان میکنیم. در اینجا در این چند مبحث گفتگو خواهیم کرد:
(١). آیا حقیقت فی الجمله وجود دارد یا آنکه تمام ادراکات بشر موهوم و باطل و هیچ در هیچ است؟
(٢). میزان تشخیص حقیقت از خطا چیست؟