مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٨ - نکته ٢
پیدا شدهاند، و چون خود همان اختلافات اولیه حرکت از قبیل سرعت و بطوء و اختلاف جهت پیوسته متغیر و متبدل هستند، در تفسیر و توجیه آنها با حرکت یکنواخت عمومی ناگزیر باید دست به دامن «اتفاق» بزنیم همان اتفاق که قانون علت و معلول و بالأخره علم را از میان میبرد.
(همچنانکه خود ماده یکسان است) اختلاف و تنوع پدید نمیآمد. پس قوههای مختلفی بر ماده حکومت میکند. آن قوهها چیست؟ جوهر است یا عرض؟ به عبارت دیگر خود آن قوهها چه حالتی دارند؟ در اینجا ابتدائاً دو فرض فقط وجود دارد:[١]. آن چیزی که به نام «قوّه» وجود دارد و مبدأ آثار است، موجودی است صد در صد مستقل و خارج از ماده و جسم ولی همراه جسم. به عبارت دیگر: چنین فرض کنیم که عنصری مغایر با عنصر ماده ولی همراه و در کنار ماده وجود دارد، اوست که ماده را از حالت یکنواختی و همسانی خارج میکند.
این نظریه با دلائل زیادی رد شده است خواه آن عنصر را ارادهای ما فوق الطبیعی بدانیم و یا چیز دیگر. این نظر نوعی ثنویت است نظیر ثنویت دکارتی ولی در تمام اشیاء و موجودات طبیعت.
[٢]. اینکه آن چیزی که به نام «قوّه» وجود دارد و مبدأ اثر است متحد با ماده است نه خارج از آن و صرفاً مقارن با آن.این نظریه نیز به نوبه خود به دو نحو قابل طرح است:
الف. قوه عرض است و قائم به ماده و قهراً به منزله خاصیتی از خواص ماده است.
ب. قوه جوهر است و متحد با ماده است « (*)» و نسبت ماده و قوه نسبت نقص و کمال است یعنی ماده در مرتبه ذات خود کمالی وجودی پیدا میکند و به موجب آن کمال جوهری، مبدأ آثار مخصوص میگردد. کمالات جوهری مادّی به صور گوناگون پیدا میشود و به همین دلیل ماده به حسب امکانات و شرایط مختلف، صور جوهری
______________________________
(*) قائلین به جوهریت قوه قائل به ترکیب ماده و قوه شدند و در مرحله بعد اختلاف کردند که آیا این ترکب انضمامی است و یا اتحادی؟ بحث در نحوه ترکب در دورههای متأخرتر از خواجه نصیر الدین در میان حکمای اسلامی مطرح شد و نظر سید صدر شیرازی و صدر المتألّهین بر ترکب اتحادی ماده و قوه است و این بحث بسیار بحث مفیدی است. البته بحث حکمای اسلامی درباره ترکب ماده و صورت است و صورت چون اعم است از صورت جسمیه و صورت نوعیه، قهراً بحث ماده و قوه (صورت نوعیه) نیز در ضمن هست.