مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٣ - نکته ٢
که این دانشمندان به ایشان نسبت دادهاند نمیپذیرند.
اساساً سخن و کنجکاوی فلاسفه در دو جا و در دو مسأله است:
(١). اینکه آیا اشیائی که در عالم موجود میشود با وجوب وجود (ضرورت به
آیا این مقدمات اختیاری است یا غیر اختیاری؟
ما بعد از آنکه معنای آزادی و اختیار انسان را در افعال خویش فهمیدیم به خوبی میفهمیم که مقدمات و علل افعال اختیاری، اختیاری نیست و شرط اختیاری بودن فعلی این نیست که مقدمات آن فعل اختیاری باشد یعنی این طور نیست که مثلًاً انسان قبل از آنکه فعل را تصور کند یا فایدهاش را تصدیق کند یا نسبت به آن شوق پیدا کند یا در اطراف آن تفکر و محاسبه نماید یا نسبت به آن اراده کند اولًا تصور کند تصور خودش را و بعد فایده این تصور را تصدیق کند و بعد نسبت به آن شوق پیدا کند و بعد در اطراف آن حساب کند و بعد اراده کند و آنگاه تصور نماید، و همچنین در مورد سایر مقدمات فعل اختیاری از تصدیق به فایده و شوق و تأمل و اراده، زیرا اولًا تصور و تصدیق و شوق و تأمل و اراده جزء افعال عضلانی نیست که پیدایش و عدم پیدایش آنها منوط به اراده و سایر مقدمات باشد و ثانیاً اگر ما فرض کنیم همواره مقدمات فعل اختیاری نیز با مقدمات اختیاری حاصل میشود متسلسل خواهد شد و تا بینهایت پیش خواهد رفت و این خود امری محال و ممتنع است. بعلاوه ما وجداناً حس میکنیم که نسبت به انتخاب و اختیار خود فعل آزادیم نه نسبت به مقدمات فعل و مقدمات آن تا بینهایت.
انسان همواره نسبت به هر حرکت خارجی و هر فعل عضلانی، آزاد و مختار است که بکند یا نکند، یعنی اگر اراده کند بکند میکند و اگر اراده [کند] نکند نمیکند، ولی نسبت به افعال نفسانی خویش این گونه آزادی ندارد که همواره اگر بخواهد و اراده کند که تصور کند میکند و اگر نه نه، و اگر بخواهد و اراده کند که تصدیق کند میکند و اگر نه نه، و اگر بخواهد و اراده کند که شوق و هیجان پیدا کند میکند و اگر نه نه، و اگر بخواهد و اراده کند که فکر و تأمل و محاسبه کند میکند و اگر نه نه، و اگر بخواهد و اراده کند که اراده کند میکند و اگر نه نه.
این نکته محتاج به توضیح است که مقصود ما از اینکه میگوییم «افعال نفسانی