مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨ - نکته ٢
اشکال
دانشمندان مادی به این استدلال پاسخ میدهند که تبدّلاتی که در مغز مثلا انجام میگیرد، تدریجی و دقیق است و دستگاه ادراک به دریافتن وی قادر نیست و
ذهن آن را نگاهداری و یادآوری نماید. بدیهی است تا چیزی از خارج وارد ذهن نشود نگاهداری و یادآوری معنا ندارد.
ب. حفظ (نگاهداری). چیزی که وارد ذهن میشود، تا اثری از خود باقی نگذارد (یا خود باقی نماند) ممکن نیست خود به خود با نبودن عوامل مؤثر خارجی مجدداً در صفحه ذهن حاضر شود.
ج. تذکر (یاد آوری) یعنی مورد توجه قرار دادن آن خاطره گذشته یا حاضر کردن آن خاطره گذشته در صفحه روشن ذهن.
د. تشخیص (بازشناسی) یعنی تمیز دادن اینکه این یادآوری امر گذشته است نه احساس مجدد و نه تخیل واهی.
تئوریها و فرضیههای دانشمندان، راجع به مرحله دوم از این چهار مرحله (مرحله حفظ) است، راجع به این جهت که صورتهای ادراکی در مدتی که مورد توجه ذهن نیست در چه حالی است؟ به چه نحو نگاهداری میشود؟ مثلًا در مثال بالا پس از آنکه رفیق خود را ملاقات نمود و مذاکراتی بین آنها صورت گرفت، در مدتی که این ملاقات و مذاکره مورد توجه ذهن نیست در چه حالی است و به چه نحو نگاهداری میشود که بعدها میتواند مرحله سوم (یادآوری) و مرحله چهارم (بازشناسی) را طی کند؟
اینک شرح بعضی تئوریهای مهم درباره این موضوع:
بعضی از حکمای یونان قدیم معتقد بودهاند که تصویری از شئ ادراک شده در مغز نقش میبندد و عین آن تصویر در مغز باقی میماند. این نظریه امروز طرفدارانی ندارد و از جهاتی مردود است.
دکارت میگوید تأثیرات ابتدائی، شیارهایی در مغز ایجاد مینماید و هر وقت روح به آن شیارها عبور نمود تأثیری مشابه تأثیر اولی ایجاد میکند. مطابق این نظریه روح در ذات خود موجودی است مستقل از بدن ولی از «ادراکات» تنها چیزی که باقی