مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦٣ - نکته ٢
مهیت
در مقاله ٥ و همچنین در مقاله ٧ بحثی در اطراف «مهیت» نموده اجمالا روشن کردیم که مهیت- در مقابل وجود- چیست و ما چگونه با آن برخورد میکنیم؛ و در اینجا نیز به عنوان توضیح بیشتر میگوییم:
هر چیزی که در جهان واقعیت از هستی بهره دارد در هستی خود از «وحدت» بیبهره نیست. مثلًا اگر انسانی موجود شود، از آن جهت که انسان واقعی و موجود است، یک واحد شخصی است اگر چه از جهات دیگر صدها هزار است.
درست است که کثرت در خارج موجود است (چنانکه در مقاله ١٢ گذشت) ولی اگر دقت کنیم هر کثرتی یک واحد کثرت است.
هر چیزی که به راستی در خارج واحد موجود است، در عین حال که واحد خارجی میباشد، ما از آن دو چیز میفهمیم: مهیت و وجود. مثلًا انسان موجود چیزی دارد که از آن با لفظ «انسان» حکایت مینماییم و چیزی دیگر که با لفظ «موجود».
این دو چیز در عین حال که در خارج یک واحد را تشکیل میدهند، با دقت جز همدیگرند، زیرا مهیت (انسانیت انسان مثلًا) هم وجود و هم عدم را میپذیرد ولی