مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٥ - نکته ٢
که کار اوست برداشته شده و در میان انسان و سیری (خواهان و خواسته) گذاشته شده که خود یک اعتباری است و در نتیجه سیری صفت «وجوب» پیدا کرده پس از آنکه نداشت، و در حقیقت صفت «وجوب» و «لزوم» از آن حرکت مخصوص بود که کار و اثر قوه فعاله میباشد.
حرکات غریزی، مساوی و در یک درجهاند؟ و چرا از لحاظ غریزه، تکاملی در آنها پیدا نمیشود؟ مثلًا چرا زنبورهای عسل در طول قرنها زندگانی اجتماعی تجدید نظر و تکمیلی در تمدن خود به وجود نمیآورند؟ و حال آنکه اگر حرکات غریزی صد در صد از روی فکر و نظر و کشف قوانین کلی بود میبایست همه حیوانات صاحب غریزه در همه کارها تخصص و مهارت اعمال کنند و بین افراد نوعشان اختلاف باشد (همان طوری که از لحاظ جسمانی کم و بیش اختلاف هست) و میبایست در وضع حرکات غریزی آنها تکامل و ترقی به وجود آید همان طوری که در انسان که کارهای خویش را از روی فکر و نظر و تعلیم و تعلم انجام میدهد همه این خصوصیات هست.
و. هدایت غریزه به وسیله یک نوع «الهام غیبی» صورت میگیرد. حکمای اشراق مدعی بودند که تدبیر حیات هر نوع از انواع حیوانات به وسیله یک «نور مدبّر» صورت میگیرد که آن هم بالاخره منتهی میشود به نورالانوار و ذات واجب الوجود.
این نظریه را با دلائل علمی نمیتوان رد کرد و اگر از هیچ راه از راههای عادی و طبیعی، حرکات غریزی قابل توجیه نباشد ناچار باید حکم کرد که حیوان در حرکات غریزی خود به وسیله یک نیروی دیگری که محیط بر وجودش است هدایت میشود، چیزی که هست کیفیت الهام و کیفیت یاد گرفتن و هدایت شدن حیوان مطابق این نظریه بر ما روشن نیست.
ز. حرکات غریزی حیوان همه حرکاتی است از روی شعور و اراده و قصد و لکن در عین حال این فعالیتها «فعالیت تدبیری» نیست یعنی حیوان فعالیتهای خود را به منظور نتایج طبیعی آنها انجام نمیدهد بلکه از نتایج طبیعی افعال خود به کلی بیخبر است، چیزی که هست وضع ساختمان هر حیوانی (نسبت به کارهای غریزی مخصوص خودش) طوری است که از آن افعال طبعاً لذت میبرد و حیوان بدون آنکه از نتیجه آن فعل آگاه باشد و بدون آنکه میل به نتیجه فعل او را تحریک کرده باشد، بلکه فقط برای لذتی که از نفس فعل عاید حیوان میشود، فعالیت میکند.