مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٦ - نکته ٢
همان ادراک با فرض تغییر شرایط زمان و مکان خطا بوده و در فرض تازه، ادراک و فکر دیگری صواب خواهد بود؛ و همچنین در مورد واحد، حاسه ما هر چه با اجزای بیشتری از ماده و شرایط بیشتری از زمان و مکان مواجهه و مقابله کند ادراک
دارد» واضح است که دروغ است زیرا در مثال بالا که دکتر ارانی از ماخ در مورد مداد نقل میکند هر چند خاصیت مداد از لحاظ تأثیری که بر چشم وارد میکند و کیفیت امواج نوری که به چشم میفرستد در هوا و در آب فرق میکند، و هر چند این مطلب نیز صحیح است که ما علت این اختلاف را به وسیله تجربه و قرائن علمی میفهمیم و اینکه ماخ میگوید «نقص در تجربه است» غلط است ولی نتیجه فلسفی هم که دکتر ارانی و رفقایش از این دو مطلب صحیح علمی میگیرند و میگویند «هر دو تصویر مختلف مداد که در حاسه ما پدیدار آمده است حقیقت است» نیز غلط است زیرا یقیناً خود مداد در واقع و نفس الامر یا مستقیم است یا منکسر، یا دارای قامت راست است یا شکسته، و در هر دو حالت (محیط هوا و محیط آب) قامت مداد تغییر نکرده، پس یکی از دو احساس ما از لحاظ واقع نمایی و نشان دادن قامت واقعی مداد خطاست. ما اگر بخواهیم به طور صحیح از جنبه فلسفی نتیجه گیری کنیم باید اینطور بگوییم: «به کمک تجربه و از روی قرائن علمی است که علت این اختلاف و علت خطای باصره را در یکی از دو حال میفهمیم».
علیهذا توجیه ماتریالیسم دیالکتیک در مورد خطای حواس قابل قبول نیست.
آیا ماتریالیسم دیالکتیک شکاک است یا جزمی؟
طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک مسلک خود را مسلک جزم و یقین معرفی میکنند و از اینکه «شکاک» یا «سوفسطائی» خوانده شوند به شدت احتراز دارند، حتی آنکه آن رشته از قوانین علمی علوم طبیعی که متکی به فرضیههاست و گواهی جز انطباق با تجربیات محدود و موجود ندارد و قاطبه دانشمندان (حتی خود صاحبان فرضیهها) آنها را با احتمال و یقین اضافی تلقی میکنند نه با جزم و یقین حقیقی، دانشمندان مادی جدید درباره آنها نیز ادعای جزم و یقین حقیقی میکنند و تغییر و تبدیل آن فرضیهها را که گواه قطعی بر حقیقی نبودن آنهاست از راه تغییر و تکامل حقیقت