مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٢ - نکته ٢
اکنون ما حرکت عمومی را چگونه باید توضیح دهیم؟
چنانکه در مقاله ٥ اشاره رفت و پس از این نیز بیان خواهیم کرد ما در جهان ماده نوعیتهای جوهری داریم که خواص و اعراض، جلوه و نمایشهایی از وجودات آنها میباشند.
از نظر اصالت نیروی حیاتی و حکومت و تصرف آن در ماده و بالاخص قانون تکامل در جانداران از نظر پیش بردن موجود زنده به جلو) به نحو دیگر بر این مدعا شهادت میدهند. ما هر اندازه مطالعات خود را در این زمینهها توسعه دهیم ماده استدلال ما از این نظر تقویت میشود.
پایه فلسفی مطلب تحقیق در این جهت است که این آثار و خواص از وجود قوهها و نیروهای مختلف حکایت میکند. آن قوه و نیروها نه به صورت جدا و مستقل و عنصر برابر با ماده و یا به کلی خارج از طبیعت میتواند وجود داشته باشد و نه به صورت یک عرض و خاصیت برای ماده، بلکه به صورت کمالی جوهری و وجههای عالی از یک حقیقت که یک وجهه و یک جهت و یک روی آن جسم و بعد و جرم است، و در این وجهه همه اشیاء یکنواخت و همسانند، و یک وجهه و یک روی دیگر آن همان است که با قوه عقل و استدلال فلسفی وجود آن را کشف میکنیم و البته حقیقت آن را نمیتوانیم تشخیص دهیم « (*)»، همین قدر میدانیم که این وجهه اشیاء، مختلف است و مجموع این دو وجهه جوهر واحدی را به وجود میآورند.
ضمناً این مطلب باید دانسته شود که از نظر حکما ملاک وحدت و شخصیت هر شئ همان صورت نوعیه او است یعنی «او» بودن هر چیز وابسته به صورت نوعیه است، ماده به خودی خود نمیتواند به صورت یک موجود متعین و متشخص موجود شود.
و اگر فرضیه اتمیسم را نیز ضمیمه کنیم و آنگاه انکار صورت نوعیه را مطرح نماییم مطلب صورت عجیبی به خود میگیرد: اولًا مفهوم «قضیه» یا «حمل»- همان
______________________________
(*) حکما تقریباً اتفاق نظر دارند که ماهیت صور نوعیه را نمیتوان تشخیص داد و به همین جهت کشف ماهیت اشیاء غیر ممکن است، فقط این اندازه معلوم است که ماهیتها مختلف است.