مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٣ - نکته ٢
معین و در زمان معین سبز و موجود شد هرگز همین قطعه معین زمان را با حفظ بقیه شرایط، از وجود آن تهی و خالی نمیشود فرض کرد، چنانکه این نظر در حوادث گذشته و سپری شده پیش ما قابل ملاحظه میباشد. ما بی تأمل میگوییم حوادثی را که مثلًا دیروز اتفاق افتاده نمیشود تغییر داده و یا از جای خود تکان داد.
زمانها مسأله وحدت و کثرت وجود به همین صورتی که امروز مورد مطالعه است، یعنی با توجه به اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، مطرح بوده و حکمای مشّاء قائل به کثرت وجود بودهاند و حکمای ایران باستان قائل به تشکیک وجود بودهاند و حال آنکه وقتی انسان به کتب فلسفه از چهار قرن پیش به آن طرف مراجعه میکند اسمی از اصالت مهیت نمییابد و اگر احیانا در بعضی کتب که از دوره ابن سینا به بعد تألیف یافته بحثی از اعتباریت وجود و اینکه وجود از معقولات ثانیه است به میان آمده و دلائلی آورده شده نه به آن معنی و مفهومی است که اخیراً در مبحث اصالت وجود و اصالت مهیت قصد میشود چنانکه عن قریب توضیح خواهیم داد. در دورههای قبل از آن دوره حتی این قدر هم بحث نشده است. در دورههای اولیهای که فلسفه یونان به عربی ترجمه شده مسائل وجود خیلی محدود بوده و بحثی از مسائل اساسی به میان نیامده است. در رساله ما بعدالطبیعه ارسطو که به «کتاب الحروف» معروف است و سرچشمه اصلی فلسفه اولی محسوب میشود از مسائل وجود تنها مسألهای که دیده میشود مسأله اشتراک معنوی و اشتراک لفظی وجود است.
در رسالات ابو نصر فارابی مسأله مغایرت وجود با مهیت نیز که به نام «زیادت وجود بر مهیت» معروف است عنوان میشود و علی الظاهر بحث حکما از «زیادت وجود بر مهیت» عکس العمل نظریهای است که برخی متکلمین در مورد عینیت وجود با مهیت داشتهاند و همچنین بحث زیادت وجود بر مهیت منجر به پدید آمدن مبحث اصالت مهیت و اصالت وجود شده. نظریه عینیت وجود با مهیت منسوب به ابو الحسن اشعری و ابوالحسین بصری از متکلمین است و مخصوصاً نام ابو الحسن اشعری در اینجا زیاد برده میشود. از کتب و رسالات شیخ اشعری عجالتا چیزی در دست ما نیست که مستقیماً حال را تحقیق کنیم ولی صاحب مواقف قاضی عضد ایجی مدعی است که انتساب این نظریه به شیخ اشعری صحیح نیست، چیزی که هست شیخ اشعری با حکما در مسأله وجود ذهنی مخالف است و مدعی است که عین ماهیات