مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٧ - نکته ٢
و گذشته از این، در هر دو قسم از فرضیه به طور کلی میتوان گفت که فرض فرضیه در یک علم نه برای استنتاج علمی میباشد یعنی نه برای این است که ما به مسائل و نظریههای علم نامبرده دانا شویم یعنی فرضیه نامبرده مجهولی را تبدیل به معلوم نماید بلکه برای تشخیص خط سیر است که سلوک علمی ما راه خود را گم نکند و گرنه استنتاج مسائل، رهین براهین مسأله و تجربه و سایر علل تولید نظریه میباشد نه معلول فرضیه، و حال فرضیه درست مانند حال پای ثابت پرگار میباشد
«تداعی معانی» نیست و بالنتیجه اصل در استدلالات منطقی «تمثیل» نیست.
معلوم نیست چرا فلیسین شاله و سایر طرفداران فلسفه تجربی از «لزوم دور» پرهیز دارند؟ و چه چیزی موجب شده است که آنان دور را باطل و ممتنع بشناسند؟ آیا بطلان دور را نیز از راه استقراء توجیه میکنند؟! استقراء و مشاهده و آزمایش فقط درباره امور عینی، معقول است اما معدومات و ممتنعات که قابل مشاهده و آزمایش عملی نیست.
از آنچه تاکنون گفته شد معلوم شد که:
[١]. انسان در ذهن خود احکام و تصدیقات بدیهی اولی دارد.[٢]. آن بدیهیات ارزش یقینی دارند.[٣]. ذهن با اتکاء به آن بدیهیات میتواند از حکم کلی به حکم جزئی برسد.[٤]. مبنای اصلی انتقالات و استدلالات فکری نه از جزئی به کلی و نه از جزئی به جزئی دیگر است بلکه از کلی به جزئی است.[٥]. ذهن در علوم طبیعی و تجربی از حکم جزئی به حکم کلی صعود میکند و این صعود با کمک احکام بدیهیه اولیه و قواعد متکی به آنها صورت میگیرد.[٦]. علت غیر یقینی بودن پارهای از مسائل علوم طبیعی نقصان آزمایش است.[٧]. از لحاظ فن منطق و به دست آوردن «مقیاسهای فکر»، تجربه مقیاس درجه دوم است و مقیاس درجه اول یک سلسله اصول عقلانی است که مقیاس بودن تجربه نیز به وسیله آن مقیاسها برای ذهن ثابت است.در خاتمه این مبحث آن جملهای را که در مقدمه این مقاله (صفحه ٢٦٠) گفتیم بار دیگر تکرار میکنیم: ما هر چند در ذهن خود تصورهایی مقدم بر تصورهای حسی نداریم ولی تصدیقهایی مقدم بر تصدیقهای تجربی داریم.