مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١٥ - خدا یکی است
مراحل ابتدائی پایه و مقدمه مراحل بعدی قرار گیرد.
در بحث گذشته اثبات شد که موجود بر دو قسم است: موجود واجب و موجود ممکن.
در آن بحث نظر کسانی که موجود بودن را با حادث بودن و معلول بودن مساوی فرض میکنند رد شد؛ معلوم شد در میان هستیها هستی یا هستیهایی الزاما هست که قائم بالذات است و به خود موجود است و هیچ گونه محدودیت زمانی یا غیر زمانی ندارد.
اکنون میخواهیم وحدت واجب الوجود را اثبات کنیم، یعنی در سراسر هستی آنکه به خود موجود است و مستقل و قائم بالذات است یکی است نه بیشتر.
ما در اینجا پنج برهان ذکر میکنیم. دو برهان از این پنج برهان از براهینی است که فلاسفه معمولًا در کتب فلسفه متعرض آنها میشوند و در متن مقاله نیز تنها همین دو برهان ذکر شده است. سه برهان دیگر براهینی است که در کتب فلسفه نیامده است، تنها در آثار مقدس دینی اسلامی یعنی در قرآن و حدیث آمده است. ما به ترتیب همه آنها را ذکر میکنیم.
برهان اول: وحدت عالم دلیل بر وحدت مبدأ عالم است.
این برهان چهار مقدمه دارد:
الف. وحدت عالم یک وحدت واقعی و طبیعی است.
ب. عالمی جز این عالم نیست.
ضج. معلول واحد جز از علت واحد صادر نمیشود.
د. واجب الوجود بالذات واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است.
درباره مقدمه اول قبلًا بحث شد، ولی مجددا با بیان دیگری توضیح میدهیم.
راجع به ارتباط اجزاء عالم سه گونه میتوان نظر داد:
یکی اینکه هیچ گونه ارتباطی میان اجزاء جهان نیست، جهان عبارت است از یک سلسله اجزاء و ذرات پراکنده و غیر مرتبط، مانند انباری که از اشیاء متفرقهای انباشته شده است، وجود هیچ جزء با جزء دیگر مربوط نیست.
به عبارت دیگر در جهان، آنچه ارتباط هست میان پارهای حوادث است که