مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧٥ - نکته ٢
میپنداشتهاند درست نمیپنداشتهاند. برای آنها تغییر نظر پیدا میشود اما نه به این شکل که میفهمند آنچه قبلًا میدیدهاند واقعیت نداشته و از قبیل خواب و خیال بوده است، بلکه آنها خود میفهمند آنچه دیدهاند واقعیت داشته و در بیرون از وجود آنها بوده است و آنچه میدیدهاند درست میدیدهاند و چشم آنها هرگز خطا نکرده است، بلکه تصور آنها یعنی تعقل و استنباط و قضاوت آنها درباره نوع واقعیت آنچه میدیدهاند عوض میشود، از این پس تصور و تعقل و استنباط آنها درباره آنچه قبلًا میدیدهاند این است که آنچه میدیدهاند «نمایش» و «نمود» و «ظهور» چیز دیگری بوده است، از این پس اصالت و استقلالی که تا آن وقت به آنها میدادند از آنها گرفته به غیر میدهند.
قرآن کریم کلمه عجیبی درباره خداوند به کار میبرد که بیش از سه حرف نیست اما عمقی عجیب دارد.
قرآن خداوند را «حقّ» و ماسوا را نسبت به او «باطل» میداند. کلمه «حق» در قرآن موارد استعمال زیادی دارد و به هر چیزی که بهرهای از حقیقت دارد اطلاق میشود. اما در بعضی از آیات کریمه قرآن، «حق» منحصرا به خداوند اطلاق شده است، یعنی حق بودن (حق واقعی و حق من جمیع الجهات) در انحصار خداوند قرار داده شده است « (*)».
قرآن مخلوقات را به نام «آیات» میخواند. در این تعبیر نکتهای هست و آن اینکه اگر کسی مخلوقات را آنچنانکه هست ادراک کند خداوند را آنچنان در آنها ادراک میکند که در آئینه اشیاء را میبیند، یعنی حقیقت آنها عین ظهور و تجلّی ذات حق است. راغب در مفردات القرآن میگوید:
و الایة هی العلامة الظاهرة، و حقیقته لکل شیء ظاهر هو ملازم لشیء لا یظهر ظهوره، فمتی أدرک مدرک الظاهر منهما علم انه ادرک الاخر الذی لم یدرکه بذاته.
«آیه» نشانه پیداست و حقیقتش برای هر چیز نمایانی است که همراه چیز دیگر است که آن اندازه ظهور ندارد، و هر گاه ادراک کنندهای آن چیز نمایان را ادراک کند دانسته میشود که خود به خود آن چیز دیگر را نیز ادراک کرده است.
(*) رجوع شود به سوره یونس، آیههای ٣٠ و ٣٢، سوره کهف آیه ٤٤ و مخصوصاً سوره حج آیه ٦ و ٦٢ و سوره نور آیه ٢٥ و سوره لقمان آیه ٣٠.