مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٨ - نکته ٢
نیز شروع کرده و منطبق میشوند یعنی «نبود»، «بود» و «شد»، «نبود» میشود و یک وجود بعدی که از «شد» به واسطه تبدل به وجود آمده «شد» میشود و به همین قیاس ...
این اصل که مادیین منکر آن در فکر هستند به نام اصل «عینیت» یا اصل «هویت (( خوانده میشود و یکی از اصول و پایههای اولیه فکر بشر است.
روانشناسی جدید نیز وجود این اصل فکری را تصدیق کرده است. این اصل نسبت به تصورات ذهنی همان مقامی را دارد که اصل امتناع تناقض در تصدیقات. همان طوری که اگر اصل امتناع تناقض را از فکر بشر بیرون بکشیم هیچ حکمی نسبت به هیچ قضیهای استقرار پیدا نخواهد کرد همچنین اگر این اصل را از فکر بشر بیرون بکشیم هیچ تصوری نسبت به هیچ چیز نخواهیم داشت زیرا لازم میآید که در فکر ما تصور هر چیزی عین تصور همه چیز بوده باشد.
اصل تبعیت جزء از کل یا اصل تأثیر و رابطه متقابل در طبیعت، مورد قبول دانشمندان است و به اقرار و اعتراف خود مادیین اولین بار این اصل از طرف افلاطون و ارسطو ابراز شد لکن آنچه الآن هم مورد قبول دانشمندان است نه به این معنی است که ماهیت هر چیزی مجموعه ارتباطات آن شئ است با سایر اشیاء، و بالخصوص این اصل آن نتیجه بی معنی را در مورد تصورات و افکار نمیدهد. خود مادیین نیز بالفطره اصل عینیت را در افکار و تصورات قبول دارند زیرا آنان میگویند:
هر پدیدهای مجموع روابط و مناسبات خودش است با سایر پدیدههای مجاورش.
پس آنان نیز قبول دارند که هر پدیدهای که در صدد تحقیق روابط و مناسبات آن باشند در فکر «خودی» دارد که شخص تحقیق کننده به دنبال تعیین روابط و مناسبات همان خود پدیده است (نه غیر آن) با سایر پدیدهها. مادیین نیز بالفطره اعتراف دارند که فکر در هر چیز عین فکر درباره همه چیز نیست و تحقیق علمی درباره هر پدیده عین تحقیق علمی درباره سایر پدیدهها نیست و این خود، اعتراف به اصل «عینیت» است و همان طوری که در متن بیان شده «عینیت به طوری لزوم عمومی با مفاهیم دارد که حتی سلب عینیت نیز بعینه مستلزم اثبات عینیت است» زیرا هر گاه شخص در صدد انکار عینیت بر آید همان عین عینیت و خود او را میخواهد نفی کند نه چیز دیگر را، پس در فکر آن کسی که در صدد انکار اصل عینیت بر میآید مفهوم عینیت همان مفهوم