مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٢ - نکته ٢
نکته اول
مقصود از پدیده و حادثهای که به اصطلاح فلسفه به آن «پدیده» و «حادثه» میگوییم و ضروریاش میدانیم واحد حقیقی است نه واحد مسامحی عرفی. ما عادت داریم که یک سلسله امور متفرقه را که
از «بطلان تسلسل علل» که در همه علوم و بالاخص در فلسفه زیاد مورد استعمال دارد.
از آنچه تاکنون تحقیق شد معلوم شد که: نظام موجودات نظام وجوبی و ضروری است و این وجوب و ضرورت یکی از آنجا ناشی شده که این نظام، نظام «وجودات» است نه نظام «ماهیات» و وجود مساوی با ضرورت است، و دیگر از این راه که این نظام، نظام علّی و معلولی است و علت همان طوری که وجود دهنده به معلول است ضرورت دهنده وی نیز هست یعنی معلول، وجود و ضرورت خویش را از ناحیه علت کسب میکند و تا علت وجود و ضرورت نداشته باشد نمیتواند وجود دهنده و ضرورت دهنده به معلول باشد، و ضمنا معلوم شد که معلول حدوثا و بقائا وجود خویش و ضرورت خویش را از ناحیه علت کسب میکند.
نتیجه چنین گرفته میشود که وجوداتی که به صورت «حادثه» اکنون در این جهان هستند و ما وجود آنها را بلاواسطه ادراک میکنیم دارای ضرورت وجودند و وجود و ضرورت وجود خویش را از ناحیه عللی موجود و ضروری که همراه آنها هستند کسب میکنند.
در اینجا دو سؤال پیش میآید: یکی اینکه آن علل وجود دهنده و ضرورت دهنده چه حالی دارند؟ آیا آن علل، وجود و ضرورت وجود خویش را از خارج کسب نکردهاند یعنی هویاتی قائم به ذات میباشند یا آنکه آن علل نیز وجود و ضرورت خویش را از ناحیه علل دیگری کسب کردهاند و بر فرض ثانی آیا سلسله این علل، متناهی است یا غیر متناهی؟
سؤال دوم: بنا بر هر یک از دو فرض بالا، یعنی چه اینکه سلسله علل را متناهی بدانیم و چه غیر متناهی، آیا تمام رشتهها و سلسلههای علّی و معلولی به یک سلسله غیر متناهی یا به یک هویت مستقل قائم به ذات منتهی میشود یا اینکه به سلسلههای