مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٦ - نکته ٢
قیود زیادتر میشود دایره مفهوم تنگتر میگردد، ولی «وجود» این حال را ندارد زیرا قید خارج از وجود که به وجود ضم شود تصور ندارد چنانکه گذشت.
ب. از مثال عدد نزدیکتر مثال نور قوی و ضعیف است. نور قوی و ضعیف در اصل حقیقت نوریت با هم شریکند و در عین حال نور قوی و ضعیف با هم فرق دارند و از یکدیگر متمایزند. این تمایز به شدت و ضعف است ولی شدت و ضعف نور خارج از حقیقت نور نیست یعنی نه این است که نور در اثر اختلاط غیر نور به نور دارای شدت یا ضعف شده و نور شدید مرکب است از نور و غیر نور یا نور ضعیف مرکب است از نور و غیر نور. پس مابه الاشتراک نور قوی و ضعیف همانا خود نوریت است و مابه الامتیاز آنها نیز تراکم و عدم تراکم نور است و تراکم نور امری خارج از نور نیست که با نور مختلط شده باشد.
ج. از مثال نور بهتر و خالی از مناقشهتر مثال حرکت سریع وبطیء است.
حرکت سریع و بطیء هر دو حرکتند و وجه مشترکشان همانا حرکت و انتقال است و بالضروره حرکت سریع مغایر است با حرکت بطیء و مابه الامتیاز حرکت سریع از حرکت بطیءتر از خود به «سرعت» است ولی وقتی که سرعت را تحلیل میکنیم میبینیم از غیر جنس حرکت نیست یعنی مثلًا از قبیل گرمی و سفیدی و شکل نیست که ضمیمه جسم و ملحق به جسم شده باشد بلکه سرعت حرکت، افزایش و وفور حرکت است و بدیهی است که وفوریک شئ هر چند مفهوما غیر خود آن شئ است و ذهن به آنها حالت صفت و موصوف میدهد ولی مصداقا مغایر با او نیست. مثال حرکت نزدیکترین مثالها به مطلب است و میتوان گفت که مثال از نوع ممثل است.
در مقاله ١٠ که از «حرکت» بحث خواهد شد این حقیقت نیز روشن میشود.
علیهذا دلیلی که برای اثبات «تباین وجودات» اقامه شده از راه اینکه جهت اشتراک همواره باید مغایر جهت امتیاز باشد ناتمام است.
گذشته از ناتمامی آن دلیل، ادّلهای نیز هست بر اینکه فرضیه «تباین وجودات» غلط است و تنها نظریه قابل قبول همانا نظریه سوم است که ما از آن به نظریه «وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت» یا «تشکیک وجود» تعبیر میکنیم. آن ادّله از این قرار است:
الف. اگر وجودات، حقایق متباینه بوده باشند هیچ گونه مناسبت و ارتباط واقعی