مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩ - نکته ٢
خود محسوس است و انسان خیالی و کلی که مسبوق به انسان محسوس میباشند؛ و در همین مورد اگر فرض کنیم محسوسی نیست ناچار هیچ گونه ادراک و علمی نیز پیدا نخواهد شد. پس برهان مزبور این حکم را از راه رابطهای که یک سلسله از
جدید اروپا قائل شدهاند مقبول نیست.[٢]. تصورات و مفاهیمی که قابل انطباق به محسوس هستند از راه حواس وارد ذهن شدهاند لاغیر.[٣]. تصورات ذهنی بشر منحصر نیست به آنچه منطبق به افراد محسوسه میشود و از راه حواس بیرونی یا درونی مستقیماً وارد ذهن شده است؛ تصورات و مفاهیم زیاد دیگری هست که از راههای دیگر و ترتیبهای دیگر وارد ذهن شده است.[٤]. ذهن هر مفهومی را که میسازد پس از آن است که واقعیتی از واقعیات را به نحوی از انحاء حضوراً و با علم حضوری پیش خود بیابد.[٥]. نفس که در ابتدا فاقد همه تصورات است آغاز فعالیت ادراکیاش از راه حواس است.
این جهات پنجگانه به تدریج در ضمن مقاله تشریح خواهد شد.
صدر المتألهین از راه بساطت نفس برهان اقامه میکند که فعالیت ادراکی نفس از راه حواس آغاز میشود و هر یک از معلومات و معقولات یا مستقیماً از راه حس به دست آمده است و یا آنکه جمع شدن ادراکات حسی، ذهن را برای حصول آن معلوم مستعد کرده است و نفس از ناحیه ذات خود (بالفطره) نمیتواند ادراکی از اشیاء خارجی داشته باشد و آنها را تعقل کند.
وی در مباحث عقل و معقول اسفار فصلی تحت عنوان «در اینکه نفس با اینکه بسیط است چگونه بر اینهمه تعقلات بسیار قادر است» منعقد کرده و خلاصه آن فصل این است:
«کثرت معلولات به طور کلی یا به واسطه کثرت علل ایجاد کننده است و یا به واسطه کثرت محلهای قبول کننده و یا به واسطه کثرت آلات و یا به واسطه ترتب طولی و علت و معلولی که بین خود معلولات است. در مورد نفس و معلومات وی ممکن نیست که این تکثر از ذات نفس سرچشمه بگیرد زیرا نفس بسیط است و از بسیط ممکن نیست متکثرات صادر شود و بر فرض ترکب، جهات ترکیبی نفس وافی