مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٥ - نکته ٢
مانند سراب، شکلهای فریبنده پیدا مینمایند و به واسطه تحلیل و تجزیه تدریجا از بین رفته و بالأخره تبدیل به حرکت یکنواخت عمومی میگردند و در این حال مساوی صفر میشوند.
[١]. قاعده علیت مبنی بر اینکه هر امری معلول علتی است.[٢]. اصل بقای ماده و اینکه هیچ موجودی معدوم نمیشود و هیچ معدومی موجود نمیشود.[٣]. اصل بقای انرژی: نه تنها مقدار ماده ثابت است بلکه مقدار نیرو و انرژی هم ثابت است و کم و بیش نمیشود.[٤]. ضرورت علّی و معلولی و اینکه جریان امور جهان بر طبق قوانین مضبوط و حتمی است که تخلف در آنها راه ندارد.
آنگاه میگوید:
«نتیجه کلی این قواعد و اصول اینکه این جهان کارخانهای است ماشینی و تصور جهان ماشینی را میتوان تشبیه کرد مثلًا به یک کارخانه پارچهبافی که مقدار معینی پنبه و پشم برای آن تهیه شده و آن پشم و پنبه خوراک ماشینهایی میشود و بر طبق قواعد معین و بر اصل علیت تحولاتی در آنها صورت میگیرد و به شکل مصنوعاتی درمیآید، سپس آن پارچهها و مصنوعات به استعمال فرسودگی مییابند و رشتهها پنبه میشود و دوباره خوراک ماشینها میگردد و این کیفیت همواره دور میزند و جریان مییابد، نه چیزی بر آن میافزاید نه کاسته میشود، و جریانش بر طبق قوانین معین، حتمی و واجب است و اختیاری در کار نیست. ضمنا با اینکه هربرت اسپنسر خود وجود امر ندانستنی را قائل بود و راه اعتقاد به امور باطنی را نبسته بود کاسههای گرمتر از آش یعنی متمایلان به مادیت میتوانستند استفاده کنند که قوه خلاقیتی هم در کار نیست.»
سپس میگوید:
«از نتایجی که از تصور ماشینی جهان میتوان گرفت این است که مدار امر جهان بر اصل علیت است نه بر اصل غائیت؛ یعنی محتاج نیستیم که برای حدوث حوادث و جریان امور طبیعت غایاتی فرض کنیم و در کار جهان حکمتی قائل باشیم زیرا گردش چرخهای ماشین طبیعت را بنا بر اصل علیت موجه میسازیم.» « (*)»
______________________________
(*) سیر حکمت در اروپا ج ٣/ ص ٢٧٢.