مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩ - نکته ٢
در مورد نفس یکی است؛ و از اینجاست که فلسفه این نوع ادراک را (علم حضوری) با ادراکات دیگر مباین شمرده و مطلق علم را به دو قسم تقسیم مینماید:
(١). علم حصولی
(٢). علم حضوری
و به زبان فلسفه، علم حصولی حضور مهیت معلوم است پیش عالم، و علم حضوری حضور وجود معلوم است پیش عالم ١.
اینجاست که بیان گذشته و فرمول سابق دانشمندان مادی سیمای شگفت آوری به خود گرفته و جلوه تماشایی پیدا میکند.
اشکال یا تقریر
دانشمندان مادی میگویند تأثرات گوناگون که پیوسته با نهایت سرعت از سلسلههای اعصاب به مغز وارد میشوند از راه تبدیل کمیت به کیفیت خاصیت واحدی تشکیل میدهند که همان خاصه روحی است چنانکه با از کار افتادن حواس یا بیهوشی یا مرگ از کار میافتد.
پاسخ
با تذکر سخنان گذشته ما پاسخ این دعوی روشن است زیرا کسی در صدد انکار یکچنین خاصه مادی مغز نیست؛ این همان روانی است که روانشناسان نیز به حسب احتیاج بحث محلی در فن خودشان موضوع بحث فرض کرده و قرار
میگوید: «دو دفعه وارد یک رودخانه نمیتوان شد». این جمله به خوبی میرساند که رودخانه در دو لحظه واقعا همان رود خانه نیست.
پر واضح است وحدت و ثباتی که هر کس حضوراً و شهوداً برای «خود» احساس مینماید با وحدت و ثباتی که برای رودخانه در حال جریان یا یک فوج سرباز در حال سان دادن فرض میشود متفاوت است زیرا اولی حقیقی و دومی فرضی و اعتباری است و آن دو را با یکدیگر نمیتوان یکی شمرد.
[١]. رجوع شود به پاورقی صفحه ٦٣ و بعد از این در مقاله ٤ و مقاله ٥ تفصیل بیشتری در این باره داده خواهد شد.