مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢ - نکته ٢
در پی مقاله دوم ایجاب میکرد وگرنه این گفتگو در «فلسفه» از نقطه نظر سوق برهان.
از بسیاری از مباحث متأخرتر است.
تمثیل
فرض کنید قطعه عکسی را به درازای ١٢ سانتیمتر و پهنای ٨ سانتیمتر در دستتان گرفته و به تماشای وی که مشتمل به یک منظره و بساط یک خانواده چند تنی است پرداختهاید.
مرتبه حس عبارت است از آن صوری از اشیاء که در حال مواجهه و مقابله و ارتباط مستقیم ذهن با خارج با به کار افتادن یکی از حواس پنجگانه (یا بیشتر) در ذهن منعکس میشود؛ مثلًا وقتی که انسان چشمها را باز نموده و منظرهای را که در برابرش موجود است تماشا میکند تصویری از آن منظره در ذهنش پیدا میشود و آن تصویر همان حالت خاصی است که انسان حضوراً و وجداناً در خود مشاهده میکند و آن را «دیدن» مینامیم، یا آنکه در حالی که کسی صحبت میکند و صدای وی به گوشش میرسد حالت دیگری را در خود مشاهده مینماید که آن را «شنیدن» مینامیم، و ...
مرتبه خیال: ادراک حسی پس از آنکه از بین رفت اثری از خود در ذهن باقی میگذارد و یا به تعبیر قدما پس از پیدایش صورت حسی در حاسّه، صورت دیگری در قوه دیگری که آن را «خیال» یا «حافظه» مینامیم پیدا میشود و پس از آنکه صورت حسی محو شد آن صورت خیالی باقی میماند و هر وقت انسان بخواهد، آن صورت را احضار مینماید و به اصطلاح به این وسیله آن شئ خارجی را تصور میکند.
صورت خیالیه شبیه صورت محسوسه است با این فرق:
اولًا غالباً و در حال عادی وضوح و روشنی آن را ندارد.
ثانیاً صورت محسوسه همیشه با وضع خاص (نسبت مخصوص با اجزاء مجاور) و جهت خاص (در طرف راست یا چپ یا پیشرو یا پشت سر و غیره) و مکان خاص احساس میشود؛ مثلًا انسان هر وقت چیزی را میبیند او را در جای معین و در جهت معین و در محیط معین مشاهده میکند اما اگر بخواهد همان شئ را که بارها با اوضاع