مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٣ - نکته ٢
کلیات است که برای ذهن قابل استدلال و استنتاج است نه جزئیات که به قول منطقیین «نه کاسباند و نه مکتسب» و بالاخره در مورد علومی است که «برهان» به معنای صحیح منطقی در آن علوم جاری است مانند تمام علوم عقلی محض و علوم آزمایشی.
در علوم تجربی و آزمایشی هر چند مستقیماً برهان جاری نیست ولی مطابق آنچه در مقاله ٥ تحقیق شد آن سلسله علوم، قطعی بودن و کلی بودن و قانون عمومی بودن خود را مدیون یک سلسله براهین عقلانی میباشد که به طور ضمنی مورد استناد آن علوم است.
نقطه های اتکاء مسائل علوم یا مبادی تصوریه و تصدیقیه
از آنچه در مقام معرفی موضوع علم گفتیم میزان معرفت «مسائل علم» نیز حاصل میشود. مسأله هر علم عبارت است از قضیهای که رابطه موضوع آن علم را با یکی از عوارض و احکام وی بیان میکند؛ و از این رو هر علمی عبارت است از مجموعهای از مسائل که مشتمل است بر موضوع و محمول و نسبتی، و هنگامی آن مسأله صورت «قانون» به خود میگیرد که اولًا کلی باشد و ثانیاً حالتی پیدا کند که ذهن «جبرا» اذعان به ثبوت محمول از برای موضوع پیدا کند.
این اذعان و تصدیق هنگامی پیدا میشود که اولًا ذهن تصور روشن و صریحی از موضوع مسأله و همچنین از محمول آن داشته باشد تا مورد قضاوت خویش را بشناسد و ثانیاً یک نوع دلیل و حجتی در کار باشد که سند قضاوت واقع شود و ذهن را ملزم به تصدیق و اذعان نماید. پس قانون شدن یک مسأله برای اذهان در درجه اول متوقف است به معرفت موضوع و محمول آن مسأله و در درجه دوم متوقف است به دلیل و حجتی که سند قضاوت واقع شود و بتواند ذهن را قانع و ملزم کند. آنچه در مقام معرفی موضوعات و محمولات آورده میشود همان «تعریفات» است که در همه علوم مورد استفاده قرار میگیرد و آنچه سند قضاوت ذهن واقع میشود یک سلسله «اصول متعارفه» یا «اصول موضوعه» و یا یک رشته مسائل متکی به اصول متعارفه و اصول موضوعه است.
تعریفات و اصول متعارفه و اصول موضوعه هر علمی به عنوان «مبادی» آن علم