مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١١ - نکته ٢
و از همه روشنتر مجموع جهان طبیعت میباشد زیرا خود این دانشمندان گواهی میدهند که جهان یک مجموعهای است از انرژی غیر قابل کاهش و افزایش که در هر گوشه از پیکره خویش با اشکال گوناگون خود نمایی میکند و از این روی هر پدیده تازهای که در گوشهای از گوشههای وی پدید آمده به شکل «تکامل»
این سیر تثلیثی از چهار عامل سرچشمه میگیرد:[١]. میل طبیعی اشیاء به تکامل و سیر صعودی[٢]. خاصیت تضاد و برخورد با عوامل مخالف.[٣]. قانون عمل و عکس العمل[٤]. تحریک نیروهای داخلی به واسطه برخورد با عوامل مخالف
یک مطلب دیگر هست که نباید ناگفته بماند و آن اینکه مسأله تولید ضد، ضد خود را ممکن است به شکلی باشد که منجر به جریان تثلیثی نشود. جریان تثلیثی همان طوری که گفته شد در موردی است که شئ تحت تأثیر عامل مخالف خود از خارج قرار بگیرد و ضربه و نیرویی بر او وارد شود و او را در جهتی منحرف کند آنگاه عکس العمل ایجاد شده وضع مقابلی پدید آید و در نهایت امر منجر به «وضع مجامع» گردد.
ولی جریان دیگری در طبیعت هست که هر چند کلی و عمومی و فلسفی نیست ولی در موارد خاصی وجود دارد که اشیاء اضداد خود را میزایند و تولید مینمایند. شاید تعبیر قرآن کریم در این باره رساترین تعبیر باشد:«یولج اللّیل فی النّهار و یولج النّهار فی اللّیل» « (*)» و «یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی» « (**)».
این مطلب که ضد، مولّد ضد خودش میشود- البته نه به این معنی که این قانون عمومی جهان است و شامل همه اشیاء است و یک جریان دائمی و لا ینقطع است- از قدیم مورد توجه فرزانگان بوده است. مولوی رومی عالی گفته آنجا که میگوید:
با خود آمد گفت ای بحر خوشی | ای نهاده هوش را در بیهشی | |
خواب در بنهادهای بیداری ای | بستهای در بیدلی دلدادهای | |
منعمی پنهان کنی در ذلّ فقر | طوق دولت بندی اندر غلّ فقر | |