مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١٩ - خدا یکی است
البته این نکته باید گفته شود که آن چیزی که در این برهان حدّ وسط قرار میگیرد گاهی «صرافت و محوضت» است و گاهی «عدم تناهی و لا حدّی»؛ یعنی ممکن است بگوییم واجب تعالی وجود محض است و وجود محض تعدد پذیر نیست، و ممکن است بگوییم واجب تعالی لایتناهی است و هر چه لایتناهی است تعدد پذیر نیست. «صرافت و محوضت» با «عدم تناهی» ملازم است و خارجا دو چیز نمیباشند، اما مفهوما دو چیزند و همین جهت کافی است برای اینکه وضع برهان را تغییر دهد، زیرا هر یک از این دو حد وسط ملاک خاصی دارد. علیهذا این برهان به دو نحو قابل تقریر است و در واقع دو برهان است نه یک برهان.
برهان سوم «برهان تمانع» است. در قرآن کریم آمده است:
لو کان فیهما الهة الّا اللّه لفسدتا (انبیاء/ ٢٢).
اگر در آسمان و زمین (در کل عالم) غیر از ذات خداوند خدایان دیگر میبود آسمان و زمین تباه شده بودند و نبودند.
این برهان را معمولًا با یک صورت سطحی و عامیانه تقریر میکنند.
خلاصه آن تقریر اینکه: اگر مبدأ و واجب الوجود متعدد باشد، میان خود آنها یعنی میان خواستهای آنها تمانع و تزاحم برقرار میشود، به این معنی که اراده هر یک مزاحم اراده دیگری میگردد. در این صورت یا اراده و قدرت یکی بر اراده و قدرت دیگری غلبه دارد و یا اراده و قدرت هیچکدام بر اراده و قدرت دیگری غلبه ندارد. محال است که اراده و قدرت یکی از آنها مغلوب واقع شود، زیرا مغلوبیت با کمال و وجوب وجود منافی است، و اگر هیچکدام غلبه نکنند جهان تباه میشود زیرا اراده هیچکدام مؤثر نیست و وقتی که اراده هیچکدام مؤثر نباشد رابطه جهان با واجب الوجود که قطعی و ضروری است قطع میشود، یعنی هیچ حادثهای وقوع پیدا نمیکند بلکه هیچ موجودی وجود پیدا نمیکند و باقی نمیماند، و این است معنی فساد و تباهی عالم.
ولی این تقریر صحیح نیست، زیرا چه موجبی در کار است که ارادهها و خواستهای واجب الوجودها را مخالف و مزاحم یکدیگر فرض کنیم؟ بلکه الزاما باید ارادهها و خواستهای آنها را هماهنگ فرض کنیم، زیرا فرض این است که هر دو واجب الوجودند و هر دو علیم و حکیماند و هر دو بر وفق مصلحت و حکمت عمل