مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٧ - نکته ٢
واقعیت هستی به خودی خود (بالذات و بنفسه) واقعیتدار یعنی عین واقعیت است و همه مهیات با آن واقعیتدار و بیآن (به خودی خود) پنداری و اعتباری
جهان هستی هست یک فرضیه احتمالی نیست بلکه یک امر قطعی و بدیهی و مورد اذعان و تصدیق تمام اذهان بشری است.
حالا فرض کنید که ما به واقعیت این سه چیز: «خط و عدد و انسان» تصدیق قطعی پیدا کردهایم و هر سه را امری واقعیتدار میدانیم و حکم میکنیم: «خط موجود است»، «عدد موجود است»، «انسان موجود است». این سه چیز در موجود بودن و واقعیت داشتن مانند یکدیگرند و اختلافی ندارند ولی در عین حال میدانیم که سه چیز واقعیت دار هستند.
برای ذهن ما چنین نمودار میشود که در هر یک از این موارد، «وجود» به یک چیز تعلق گرفته و در هر موردی یک چیز است که متلبّس به لباس «وجود» شده و به عبارت دیگر برای ذهن ما چنین نمودار میشود که در هر یک از این موارد، «وجود» یک چیز معین را از کتم عدم خارج و از پرده ابهام و ظلمت نیستی ظاهر کرده؛ در یک جا وجود به چیزی تعلق گرفته که آن را «کمیت متصل» میخوانیم و در یک جا به چیز دیگری که آن را «کمیت منفصل» و یک جا به چیز دیگری که آن را «جوهر عاقل» میخوانیم.
آنچه در ذهن به صورت معروض و متلبس جلوه میکند و مثل این است که چیزی است که لباس هستی پوشیده یا چیزی است که از کتم عدم و ظلمت نیستی خارج شده «ماهیت» است. مثلًا در مثال بالا که حکم میکنیم خط یا عدد یا انسان موجود است، خط و عدد و انسان ماهیتهای مختلفی هستند که واقعیتدار شدهاند.
ماهیات، منشأ کثرت و تعددند و وجود منشأ وحدت؛ یعنی اینکه این سه امر واقعیتدار سه امر هستند نه یکی، از این جهت است که یکی «خط» است و دیگری «عدد» و سومی «انسان» و الّا از جنبه موجودیت و واقعیت داشتن همه مانند یکدیگرند.
البته ممکن است کسی در اینکه ما آنچه از اشیاء درک میکنیم عین ماهیت اشیاء است تردید روا دارد و صورت ذهنی خط یا عدد یا انسان را عین ماهیت متلبس به وجود خارجی نداند یعنی در مسأله «وجود ذهنی» یا «ارزش معلومات» راه تردید یا انکار پیش گیرد، ولی به هر حال با قبول اینکه این سه چیز سه امر واقعیتدار هستند جای تردید باقی نیست که هر یک از این سه یک شئ بخصوص است که وجود به او