مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٧ - نکته ٢
واقعیت هستی به حسب تمثیل مانند نور میباشد که به نظر سطحی از جهت قوّت و ضعف گوناگون است. نه مرتبه ضعیف آن، نور آمیخته به ظلمت است و نه مرتبه قوی آن، نور و چیزی دیگر؛ بلکه مرتبه بالایی، نور است و بس و مرتبه پایینی
جای خود بیان خواهیم کرد. روی این جهت ناچاریم توضیح بیشتری در اطراف این مسأله بدهیم. قبل از ورود به مطلب نکات ذیل را بیان میکنیم:
الف. هر چند تحقیق در وحدت و کثرت واقعیت عینی سابقه ممتد و طولانی در تاریخ فلسفه دارد ولی از اول به این صورتی که امروز مورد مطالعه ماست نبوده بلکه تدریجاً به این صورت در آمده و این جهت- چنانکه خواهیم دید- معلول پیشرفتهای دیگری است که در سایر مسائل رخ داده، مخصوصاً نظریه «اصالت وجود و اعتباریت مهیات» شکل و قیافه این مسأله را به کلی تغییر داده است و بدیهی است که در این مقاله با توجه به اصالت وجود، نظریه بالا داده شده است.
ب. گاهی در ضمن مسائل فلسفی به مسائل دیگری بر میخوریم که آنها نیز کم و بیش مربوط به بیان یک نوع وحدت و یگانگی یا کثرت و بیگانگی موجودات جهان است مثل تحقیق در اینکه آیا همه موجودات جهان از اصل واحد بیرون آمدهاند؟ یا اینکه آیا بر همه موجودات نظام واحد حکومت میکند و همه تحت قانون واحد یا اراده واحدی اداره میشوند؟ یا اینکه آیا همه موجودات به سوی غایت واحد و هدف واحدی میشتابند؟ آن اصل واحد یا آن نظام واحد یا آن غایت واحد چیست؟
البته این مسائل نیز به نوبه خود یک سلسله بحثهای کلی و عمومی است و همه مربوط به بیان یک نوع وحدت و یگانگی یا کثرت و بیگانگی واقعیتهای عینی است و فلسفه باید به پاسخ آنها بپردازد، ولی آنچه فعلًا مطمح نظر ماست غیر از اینهاست و از نظر فنی مهمتر و اساسیتر و مقدم بر آن مسائل است و اول باید تکلیف این مسأله روشن شود تا بعداً به آنها نوبت برسد.
ج. سابقاً یادآوری شد و از ضمن مسائل گذشته نیز معلوم شد که مسائل وجود که در این مقاله طرح شده بعضی صرفاً جنبه ذهنی دارد و بعضی صرفاً جنبه عینی و بعضی ذوجنبتین است. مسأله وحدت و کثرت واقعیت صد در صد جنبه عینی دارد و محتاج به توضیح نیست که این مسأله یک مسأله کلی و عمومی است و سراسر هستی که ماوراء آن نیستی و عدم است- یعنی ماوراء ندارد- موضوع بحث آن است.