مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٩ - نکته ٢
مثلًا در نوزاد انسانی از جمله اجزاء علت، انجام یافتن عمل تناسلی و قرار گرفتن ماده در رحم مادر و شرایط و احوال دیگر تحول و تکامل نه ماهه میباشد و در این سلسله هر یک از احوال و شرایط، وجود مفید دارند نه مطلق یعنی انجام یافتن عمل تناسلی نه ماه پیش از تولد باید باشد نه هر وقت و نه وقت تولد.
معین و قطعه معین از زمان شرط وجود معلول است نه مطلقاً، و اینکه ما گفتیم بقای علت در بقای معلول شرط است منظور علت فاعلی و همچنین علت مادی و صوری (اجزای تشکیل دهنده واقعیت شئ) بود نه مطلق علل که حتی شامل شرایط و معدّات نیز باشد.
اشکال:
امثله و شواهد حسی، همه این استدلالات عقلانی را نقض میکند. ما هزارها کار در جهان مییابیم که فاعل آنها از میان رفته و فعل همچنان به سر پای خود ایستاده است. بنّا ساختمانی را میسازد و پس از رفتن بنّا ساختمان باقی میماند. ساعتساز ساعتی میسازد و سالها آن ساعت بدون آنکه احتیاجی به ساعتساز داشته باشد به کار خود ادامه میدهد. پدر فرزند تولید مینماید و خودش میمیرد و فرزند به زندگی خود ادامه میدهد، و همچنین هزارها مثال دیگر.
بهترین دلیل بر امکان یک چیز وقوع آن است. وقوع این حوادث دلیل بر امکان بقای معلول بدون علت است.
پاسخ:
این امثله حسی، ناقض حکم عقلی نیست زیرا در این موارد مسامحهای به کار رفته و آنچه علت فرض شده علت نیست. بنّا علت حرکاتی است که انجام میدهد نه علت ساختمان که مجموعهای از مواد با خاصیتهای معینه است.
ضامن بقای ساختمان آن موادی است که با خواص معینه در آنجا به کار رفته و بنّا هیچ گونه علیتی نسبت به آن مواد و خواص آن مواد ندارد، تنها علیتی که دارد نسبت به حرکاتی است که شخصا مباشر بوده و بدیهی است که با نبود بنّا آن حرکات معین نیز نابود میشود؛ و همچنین در مثال ساعت و ساعتساز و پدر و فرزند که هر یک از پدر و ساعت ساز فقط علت حرکاتی هستند که در لحظات معین با مباشرت آنها صورت میگیرد و البته بقای آنها با بقای آن