مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٨ - نکته ٢
یا بر میخیزیم و اگر چشم باز میکنیم یا گوش فرا میگیریم یا میچشیم یا میبوییم یا دست میمالیم یا پای میگذاریم و اگر میخندیم یا میگرییم و اگر شاد میباشیم یا اندوهگین میشویم و اگر دوست میگیریم یا دشمن میداریم و اگر و اگر ... در همه این مراحل سر و کار ما با خود خارج و واقعیت هستی است زیرا به حسب فطرت و غریزه رآلیست و واقع بین هستیم (چنانکه در مقاله ٢ و ٣ روشن گردید).
پس ناچار به علم، اعتبار واقعیت دادهایم یعنی صورت ادراکی را همان واقعیت خارج میگیریم و آثار خارج را از آن علم و ادراک میشماریم.
و در میان حالات گوناگون ادراکی (علم، ظن، شک، و هم) تنها علم میتواند این خاصه را داشته باشد زیرا در حالات دیگر (غیر حال علم) چون ادراک دو جانبه بوده و متزلزل است نمیتوان به یک جانب گراییده و مستقر شد. موجودی را که وجودش مظنون یا مشکوک یا موهوم است نمیتوان گفت موجود است ولی موجودی که معلوم الوجود بوده و هیچ گونه تردیدی در وجودش نداریم موجود است (بی قید علم) اگر چه به حسب دقت معلوم الوجود است. ولی وقتی که به اینجا میرسیم (موجودی که پیش ماست به حسب دقت موجود نیست بلکه معلوم الوجود یعنی صورت علمی است نه خود موجود خارجی) باز میبینیم معلوم الوجود معلوم الوجود است نه معلوم معلوم الوجود و باز هر چه پیش برویم دست خود را به روی واقعیت خارج (یعنی روی علم به نام معلوم خارجی) خواهیم گذاشت نه روی علم به واقعیت خارج.
پس باید قضاوت کرد که انسان و هر موجود زنده هیچگاه از اعتبار دادن به علم (مقابل مطلق تردید) مستغنی نیست و به حکم اضطرار غریزی به علم اعتبار خواهد داد؛ یعنی صورت علمی را همان واقعیت خارج خواهد گرفت ( «اعتبار واقعیت علم» به اصطلاح این مقاله، «حجیت قطع» به اصطلاح فن اصول).
و از این روی ما نمیتوانیم دخالت تازهای اثباتاً و نفیاً در اعتبار علم بکنیم. ما هیچگاه نمیتوانیم این اعتبار را از دست علم بگیریم زیرا هر گامی که در این راه برمیداریم در خط علم راهپیمایی نمودهایم و هیچگاه نمیتوانیم دوباره به علم اعتبار بدهیم زیرا خواه و ناخواه این اعتبار را در نخستین برخوردی که با خارج نمودهایم به وی دادهایم و انسان نمیتواند در دایره زندگی خود به یک نقطه برسد (برای نمونه) که از عمل به علم خالی بوده باشد.
مثلًا یک رئیس یا هر مافوق میتواند گزاف گویی کرده به زیر دست خود بگوید «از این پس در فرمانهای من آنچه را که علم داری ترک گفته و موارد مشکوکه را انجام ده» ولی باز با این بازی به آرزوی خود (الغای اعتبار علم) نخواهد رسید زیرا زیر دست نامبرده اگر فرمانبرداری هم بکند تازه در همه موارد عمل به شک، به فرمان نخستین وی اطاعت علمی کرده و همه موارد شک را نیز با علم تشخیص داده.