مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٩ - نکته ٢
پاسخ
چنانکه از نمود این گفتگو و استدلال پیدا و روشن است اینان «جبر» را به معنی ضرورت و وجوب وجود گرفتهاند و آنگاه «اختیار» را به معنی مقابل و نقیض وی
فعالیت تدبیری.
فعالیت تدبیری انسان به این نحو است که صرف مورد موافقت قرار گرفتن یک عملی با بعضی تمایلات، کافی نیست برای اینکه قوه اراده در صدد اجرا برآید و انسان را وادار به عمل کند، بلکه بعد از اینکه تصور مطلوبی که موافقت با یکی از تمایلات دارد پیش آمد انسان روی استعداد مخصوص خود به سنجش و مقایسه و مآل اندیشی میپردازد و سوابق ذهنی خود را دخالت میدهد و قوه پیش بینی خود را به کار میاندازد و در نتیجه جمیع لوازم و نتایج منطقی که ممکن است این عمل در بر داشته باشد تا حد امکان در نظر میگیرد و انواع و اقسام فواید و مضارّ متصوّره آن شئ را میسنجد، اگر فواید آن عمل بر مضارّش چربید آن را انتخاب و اختیار میکند و اگر مضارّ آن کار را بیشتر یافت- مثل آنکه در عین لذت و خوشی حاضر، الم و ناخوشی بیشتری را بالمآل همراه داشت یا آنکه در عین موافقت با غرایز دانی، برخی از غرایز عالی را ناراحت و متأثر سازد- در این صورت اراده در مقابل تمایل تحریک شده مقاومت میکند و آن را به عقب میراند. البته این نکته مورد تصدیق است که مقیاس مفید بودن و مضر بودن همانا موافقت و مخالفت با غرایز و تمایلات مختلف انسان است ولی هدایت غریزه در انسان عاجز است که خط مشی انسان را در حیات معین کند زیرا تحریک غریزه و هدایت غریزه همیشه آنی است یعنی غریزه همواره انسان یا حیوان را به سوی لذت حاضر و رفع الم حاضر رهبری میکند. خط مشی انسان در حیات باید به وسیله هدایت عقل و علم و قانون و تکلیف معین شود. با هدایت و راهنمایی عقل، انسان بر خلاف میل غریزه دوای تلخ مینوشد، از لذت و خوشیهای آنی صرف نظر میکند، به خاطر نسیه زیاد و بادوام از نقد کم و بیدوام صرف نظر میکند، از منافع زیاد با کمال میل و رغبتی که دارد به خاطر فضیلت اخلاقی صرف نظر میکند، رنج خود و راحت یاران میطلبد، احیانا خود را از قید اطاعت