مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٣ - نکته ٢
این معلومات (واقعیتی هست) پیوسته یک حقیقت پای برجا و غیر قابل تغییر و تحول بوده برخلاف انتظار طرفداران حقیقت نسبی هیچگاه از جای خود تکان نخواهد خورد.
هست و سپس به تولید و تکثیر این حقیقت که حقیقتهای دیگری را به وجود میآورد خواهیم پرداخت» و البته برخی از این حقایق حقایقی است بدیهی و عیانی و غنی از استدلال- مثل حقیقت اینکه «من هستم» که از علم حضوری نفس به ذات خویش سرچشمه میگیرد و یا حقیقت اینکه «زمین یا خورشید هست» که از علم احساسی بدیهی خارجی سرچشمه میگیرد- و برخی دیگر نیازمند به بحث و تحقیق است ولی در هر حال قبول و اذعان اصل کلی «واقعیتی هست» و نفی زعم باطل سوفسطائی که مدعی است همه چیز هیچ اندر هیچ و باطل اندر باطل است و اصلا موجود شدن و واقعیت پیدا کردن امری محال و ممتنع است به ما فرصت و نوبت میدهد که این حقایق جزئیتر را بدون هیچ اشکال و مانعی اذعان کنیم.
این اصل کلی مانند سایر حقایق (برخلاف حقایق اعتباری که در مقاله ٦ گذشت) اصلی است مطلق و ثابت و هرگز مشمول قانون تحول و تکامل و نشوء و ارتقاء نخواهد بود و همان طوری که در متن بیان شده «پیوسته یک حقیقت پای برجا و غیر قابل تغیر و تحول بوده و برخلاف انتظار طرفداران حقیقت نسبی هیچگاه از جای خود تکان نخواهد خورد» یعنی برخلاف زعم نسبیون و طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک- چنانکه در مقاله ٤ گذشت- که تمام اصول فکری و عقلانی را قابل تغییر و تبدیل به ضد خود میدانند این اصل که حد فاصل رئالیسم و ایدهآلیسم است هیچگاه تغییر نکرده و تبدیل به ضد خویش که همان مدعای ایده آلیسم و سوفسطائیگری است نخواهد شد.
مجددا یادآوری میکنیم که این اصل کلی که نقطه شروع کنجکاوی فلسفی است پس از قبول اصل کلی امتناع تناقض است که «زیربنا» ی جمیع افکار و اندیشههای بشری است و در سایر علوم عموما و در فلسفه خصوصاً مورد استفاده است.
همان طوریکه در مقدمه مقاله گفتیم اصل امتناع تناقض و اصل اثبات واقعیت دو «اصل متعارف» عمدهای است که مورد استفاده استدلالات و براهین فلسفی قرار