مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٣ - نکته ٢
آن از همدیگر متمایزند و سوفسطی نیز به نام «اندیشه» آن را میپذیرد مانند مفهوم انسان، درخت و ... و دیگری مفهوم هستی (واقعیت). پس هر چیز واقعیتدار به ما دو مفهوم اعطا میکند، مانند انسان خارجی که دو مفهوم «انسان» و «واقعیت» را میدهد.
به شیر سماور نیز اشاره میکنیم و میگوییم «این شیر است». در اینجا محمول در هر سه قضیه به حسب لفظ یکی است ولی به حسب معنا و مفهوم متعدد است یعنی آنگاه که به آن مایع میگوییم «شیر است» یک معنا و مفهوم در ذهن ما پیدا میشود و آنگاه که به آن حیوان میگوییم «شیر است» یک معنا و مفهوم دیگر و آنگاه که به شیر سماور میگوییم «شیر است» یک معنا و مفهوم سوم، و به عبارت دیگر در هر یک از این سه «حمل» که محمول با یک لفظ ادا شده یک صورت ذهنی بخصوص را بر موضوع منطبق ساختهایم و هیچگونه معنا و مفهوم مشترکی که به هر سه موضوع قابل انطباق باشد در نظر نگرفتهایم.
ولی گاه هست که محمول مشترک ما از جنبه معنا و مفهوم واحد است مثل آنکه میگوییم: «زید انسان است»، «عمر و انسان است»، «حسن انسان است». در اینجا مفهوم و مقصود ما از لفظ «انسان» در همه این قضایا یک چیز است یعنی در هر سه «حمل» که محمول با لفظ «انسان» ادا شده یک صورت کلی ذهنی را بر موضوع منطبق ساختهایم و یک معنا و مفهوم مشترکی را در هر سه مورد در نظر گرفتهایم و البته ممکن است در این قسم که معنا و مفهوم در هر سه مورد یکی است الفاظ متعدد باشد مثل آنکه الفاظ مترادفه را به کار ببریم و بگوییم: «زید انسان است» و «عمرو بشر است» و «حسن حیوان ناطق است». در اینجا با اینکه الفاظ متعدد و مختلف است و در ناحیه لفظ اشتراکی نیست، در ناحیه معنا اشتراک هست.
به حسب اصطلاح، اشتراک در مورد مثال اول (مثال شیر) «اشتراک لفظی» و اشتراک در مورد مثال دوم (مثال انسان) «اشتراک معنوی» خوانده میشود و البته اشتراک لفظی چون از صفات لفظ است و از رابطه لفظ با معنا حکایت میکند در لغات مختلف، مختلف است ولی اشتراک معنوی چون خاصیت ذهنی معناست ربطی به عالم وضع الفاظ ندارد.
حالا باید ببینیم که مفهوم «وجود» یا «هستی» که به موضوعات متعدده حمل