مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨٧ - نکته ٢
تأمّل کیف لم یحتج بیاننا لثبوت الاول و وحدانیته و برائته عن الصّمات الی تأمل لغیر نفس الوجود و لم یحتج الی اعتبار من خلقه و فعله، و ان کان ذلک دلیلا علیه، لکن هذاالباب اوثق و اشرف، ای اذا اعتبرنا حال الوجود فشهد به الوجود من حیث هو وجود، و هو یشهد بعد ذلک علی سائر ما بعده فی الواجب. و الی مثل هذا اشیر فی الکتاب الالهی: «سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انّه الحقّ» اقول: ان هذا حکم لقوم. ثم یقول: «او لم یکف بربّک انّه علی کلّ شیء شهید». اقول: ان هذا حکم للصّدّیقین الذین یستشهدون به لا علیه.
دقت کن و ببین که چگونه بیان ما در اثبات وجود ذات حق و یگانگیاش و مبرّا بودنش از نقصها نیازمند به چیزی جز تأمل در حقیقت وجود نیست، هیچ لزومی ندارد مخلوقات و افعال ذات باری را واسطه قرار دهیم هر چند آن راه نیز درست است و مخلوقات دلیل بر وجود خداوند میباشند، اما این راه که ما رفتیم مطمئنتر و عالیتر است. ما چون وجود را از آن جهت که وجود است مورد نظر قرار دادیم خود وجود از آن جهت که وجود است گواه ذات حق قرار گرفت و ذات حق گواه سایر اشیاء واقع شد. و به مثل آنچه گفتیم در کتاب خدا اشاره شده است آنجا که میفرماید: «آیات و نشانههای خود را در جهان و انسان به زودی ارائه خواهیم داد تا برایشان روشن گردد که تنها او حق است». البته این گونه حکم و استدلال مخصوص یک دسته و یک طبقه است. سپس کتاب خدا چنین میفرماید: «آیا پروردگار تو که بر هر چیز گواه است خودش بس نیست». این گونه حکم و استدلال از آن صدّیقین است که به خدا استدلال میکنند نه بر خدا.
بو علی به این طرز بیان و استدلال که پیش از او در میان حکما سابقه نداشته است سخت به خود میبالد و افتخار میکند، و انصاف که بدیع و ابتکاری است.
لکن صدر المتألّهین این برهان را کمال مطلوب نیافته است، زیرا هر چند در این برهان مخلوقات و آثار واسطه قرار نگرفتهاند ولی از جهتی مانند برهان متکلمان (برهان از طریق حدوث) و برهان طبیعیون (برهان از طریق حرکت) است، زیرا در واقع در این برهان «امکان» که از خواص ماهیات است واسطه واقع شده است.
لهذا در کتبش برهان بو علی را در ردیف سایر براهین قرار میدهد.
در خاتمه مشاعر پس از اشاره به برهانی که خود آن را «برهان صدّیقین» مینامد